سفارش تبلیغ
صبا

حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداء(ع)دستگردقداده

مراسم عزاداری شهادت حضرت زهرا(س)

مراسم عزاداری شهادت حضرت زهرا(س) به مدت سه شب باسخنرانی حجت الاسلام کشکولی و مداحی مداحان اهلبیت برگزار میگردد

سایت درحال بروز رسانی میباشد

حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء

سایت درحال بروز رسانی میباشد

حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء

سایت درحال بروز رسانی میباشد

حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء

سایت درحال بروز رسانی میباشد

حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء

هیئت سیدالشهداء(ع)


1

دیگر صفحات

حجت الاسلام سروری

شوق وصال

آرشیو مطالب

آستان امامزاده سید ابوالحسن(ع)

آستان امامزاده سید ابوالحسن(ع)

پایگاه شهدای دستگردقداده

شهدای دستگرد قداده

بخشش پنهانی

دستگردقداده

مرد قدبلند در زد. یکی از خدمتکارهای امام رضا(ع) در را به رویش باز کرد.

-سلام!...به آقا بفرمایید، مسافری از راه دور آمده، عرضی دارد و می خواهد خدمت برسد. خدمتکار رفت و پس از لحظه ای برگشت.

-بفرمایید! آقا اجازه ورود دادند.

مرد قد بلند، لباسش را مرتب کرد و داخل شد. امام با چند تن از شاگردان خود در ایوان خانه نشسته بود و جلسه علمی داشت. همه به احترام مرد غریبه از جا برخاستند. امام با خوشرویی با او دست داد و در کنار خود نشاند و حالش را پرسید. بحث علمی از سرگرفته شد. شاگردان سوال می کردند و امام جوابهایی کوتاه و بلند می داد. مرد قد بلند توی فکر رفت. خجالت می کشید تقاضایش را بر زبان بیاورد، آن هم جلوی آن همه آدم.

یک دفعه در بین سوال و جواب، امام رو کرد به مرد قد بلند و به چهره پر از تشویش و غمگین او نگاه کرد. دوباره با مهربانی حالش را پرسید. 

مرد قد بلند با شرمندگی و آهسته طوری که دیگران حرفش را نشنوند گفت: عرضی داشتم سرورم!

-بگو برادر!

من از سفر حج می آیم و از دوستداران شمایم. هرچه داشتم دراین سفر خرج شد. اکنون پولی ندارم که به دیار خود برگردم. کسی را هم در این شهر نمی شناسم که به من کمک کند. دو سه روز است که در کاروانسرای ابتدای این شهر اتراق کرده ام. یکی از مسافران گفت به خدمت شما برسم. من مرد ثروتمندی هستم. باور کنید وقتی به شهر خودم برسم به همان اندازه ای که به من کمک کردید از طرف شما صدقه خواهم داد.

امام با مهربانی دست روی دستش گذاشت و گفت: بنشین.

مرد نگاهی به شاگردهای امام کرد. آنها چشم به او دوخته بودند. او سرش را پایین انداخت. دوباره سوال و جواب شروع شد. کم کم شاگردهای امام رفتند. تنها دو نفر از یاران نزدیک امام، سلیمان جعفری و خیثمه باقی ماندند. امام به آن دو نگاه کرد.

-اجازه می دهید به اندرون خانه برگردم.

سلیمان با احترام پاسخ داد: خواهش می کنم. بفرمایید سرورم!

امام برخاست و به اتاق خود رفت. پس از مدت کوتاهی از پشت در اتاق مرد را صدا زد. غریبه بلند قامت برخاست و به درون خانه رفت. از آن چه می دید تعجب کرد. امام بی آنکه دیده شود از پشت در کیسه کوچکی بیرون داده بود. وقتی مرد جلوی در رسید، امام از پشت در آهسته گفت: این دویست درهم را بگیر و خرج سفرت کن. من آن را به تو بخشیدم. لازم نیست از طرف من صدقه بدهی!

مرد قدبلند از آن همه بزرگواری امام تشکر کرد و با دعای فراوان از او خداحافظی کرد.

وقتی مرد قدبلند از خانه امام رفت. امام پیش دو شاگرد خود برگشت. سلیمان پرسید: سرورم شما به آن مرد غریبه لطف زیادی کردید اما چرا آن کیسه را از پشت در به او دادید بدون آنکه دیده شوید؟

امام گفت: ترسیدم با او چهره به چهره شوم و شرم و خجالت را در چهره اش ببینم. رسول خدا فرمود: «کسی که بخشش خود را بپوشاند پاداش او برابر با هفتاد حج است».


منبع:اطلاعات هفتگی شماره 3397


روابط عمومی فرهنگسرای دستگردقداده|سه شنبه 94/5/27 | نظر

منزلت کریمه اهل بیت نزد علما و مراجع

هیئت سیدالشهداءدستگردقداده

در زمینه مقام حضرت معصومه علیهاالسلام در بین علما گفته‎ها فراوان است که به صورت فهرست‎وار به نمونه‌هایی اشاره می‌کنیم:

1ـ صدرالمتألهین شیرازی: هر گاه شبهه‌ای برایم پیش می‌آمد کنار قبر حضرت معصومه علیهاالسلام در قم (از کهک) می‌آمدم و از آن حضرت استمداد می‌کردم و شبهه فلسفی من حل می‌شد.(1)

2ـ شیخ عباس قمی: افضل دختران حضرت موسی بن جعفر سیده جلیله معظمه فاطمه بنت امام موسی بن جعفر(علیهماالسلام) معروفه به حضرت معصومه است که مزارش در بلده طیّبه قم است.(2)

3ـ آیة‌ الله بروجردی: شاه وقت عربستان از آیة ‌الله بروجردی درخواست ملاقات می‌کند، ایشان درخواست ملاقات را رد می‌کند و می‌فرماید: این شخص اگر قم بیاید به زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام نرود توهین به آن حضرت خواهد شد و من تحمّل آن را ندارم به هیچ وجه.(3)

4ـ آیة الله اراکی: نامبرده در مقدّمه حاشیه «دُررالاصول» می‌نویسد: «هر چند به خاطر کمی استعداد و اندک بودن وقت، من شایسته این کار (نوشتن حاشیه) نبودم ولی با تکیه به توجّه حضرت فاطمه (علیهاالسلام) این کار را در جوار این بقعه منوره و با توسّل به لطف و عنایت آن بزرگوار انجام دادم... .»(4)

5ـ آیة ‌الله مرعشی: معظم له هنوز در قید حیات بود، فرمود: تا کنون شصت سال است که هر روز من اولین زائر حضرتم.(5)

6ـ علامه طباطبائی(ره): هنگام روزه پیش از افطار به حرم ملکوتی کریمه اهل بیت حضرت معصومه مشرف می‌شد و با بوسه بر مزار آن بانوی بزرگ عالم اسلام روزه خود را می‌گشود.(6)

7ـ آیة ‌الله گلپایگانی: طلاب عزیز بر شماست که قصد را خالص کنید و ارتباط مداوم خود را با ائمه اطهار علیهم السلام مخصوصاً حضرت صاحب و مولایم حضرت ولی ‌عصر(عج) تداوم بخشید و کثرت تلاوت قرآن کریم و ادعیه صالحه و عرض اخلاص و ادب به دُخت حضرت موسی بن جعفر(علیهماالسلام) و اینها همه رمز موفقیّت و توفیق در راه ادامه تحصیل ما است.(7)

حسن ختام را اشعاری از آیة‌ الله صافی گلپایگانی قرار می‌دهیم:

این بارگه که خاک درش مشک ازفر است 

بویش چو بوی خلد برین روح‎پرور است 

درا الشفا و عقده‎گشا و فرح فزاست

باب امان ز محنت فردای محشر است 

طور حضور و مطلع نور و مطاف حور

آرامگاه دختر موسی بن جعفر است 

خاتون دین پناه که برهان عزّتش

هر صبح و شام صیحه الله اکبر است 

هر کس دری به خانه و راهی گزیده است

چشم امید لطفی صافی بر این در است 

پی نوشت : 

1- حسین مظاهری، جهاد با نفس، ج 4، ص 185.

2- منتهی الآمال، ص 844.

3- مجله حوزه، شماره 43.

4- بارگاه معصومه، همان، ص 110.

5- همان، ص 119، فروغی از کوثر، ص 55.

6- جواد محدثی، پیام زن، ص 17، شماره 11، بهمن 71.

7- وصیت نامه آیة‌الله گلپایگانی، ص 2.

منبع:پاسدار اسلام، آذر 1385، شماره 300


روابط عمومی فرهنگسرای دستگردقداده|سه شنبه 94/5/27 | نظر

یک بانو، یک شهر، یک بهشتِ چشم انتظار

کانون فرهنگی قرآنی مصباح دستگردقداده

نویسنده: لیلا باقری



چرایی ازدواج نکردن دختری که از انسان بهشت می سازد

بانویی بودند 28 ساله که به فرمان برادر خود به ایران آمدند و میانه راه، در شهر قم رحلت کردند. مجرد بودند و روایت است بهشت نصیب کسی است که ایشان را زیارت کند. این مطالب را درباره حضرت فاطمه معصومه (س) می دانیم اما اغلب برایمان محل سوال است که چرا ایشان مجرد بودند؛ آن هم با عرف و فرهنگ اعراب در آن روزگار و اینکه هیچ کس از اهل پیامبر (ص) به زندگی طبق سنت ایشان نزدیک تر نیست. مگر نه اینکه پیامبر (ص) فرمودند ازدواج سنت من است. خیلی ها از چرایی این قضیه بی اطلاع هستند یا در پاسخ تنها به این روایت بسنده می کنند که ایشان شخصیتی والا داشتند و کسی همسنگ ایشان برای ازدواج وجود نداشته است. برای بررسی این موضوع پای سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید محمد حسن مخبر، محقق و پژوهشگر حوزه دین؛ فروغ نیلچی زاده، کارشناس ارشد فلسفه و حکمت از مدرسه عالی شهید مطهری و مریم معین الاسلام، استاد حوزه و دانشگاه و همچنین مولف و محقق در مسائل زنان و مسائل تربیتی و مهدویت نشستیم. همچنین به این مساله هم پرداخته شد که شهر قم به دلیل وجود بارگاه حضرت معصومه (س) دارای عظمت است، یا شرف این مکان باعث شد که تقدیر ایشان دفن شدن در این شهر باشد.

 

دخترانم بدون اذن رضا (ع) ازدواج نکنند

امام موسی کاظم (ع) در وصیت نامه خود پس از آنکه همه فرزندان خود را به تبعیت از رضا (ع) فرمان می دهند، می فرمایند: «هر کدام از آنها اگر بخواهند خواهرش را تزویج کند، بدون اجازه و فرمان رضا (ع) چنین اجازه ای ندارد... هیچ یک از دخترانم را نباید برادری مادری، سلاطین یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت رضا (ع)، اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا (ص) مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند؛ زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. پس هر کسی را او بخواهد، تزویج می کند و هرکسی را او نخواهد تزویج نمی کند.»

فروغ نیلچی زاده، کارشناس ارشد فلسفه و حکمت از مدرسه عالی شهید مطهری پس از اشاره به این فراز وصیت نامه امام موسی کاظم (ع) می گوید: «برخی برای تبیین این موضوع عنوان می کنند که در دوران حکومت بنی امیه و بنی عباس فشارهای حکومت روی خانواده پیامبر به قدری زیاد است که گاه به ازدواج های نامتناسب، برای مصلحت های بزرگ تر تن داده می شود.

ازدواج های اجباری یکی از اهرم های فشار حکومت ظلم است تا از اندرونی خانه اهل بیت و از اسرار و برنامه ها و نوع ساماندهی محبین آنان کاملاً مطلع شوند.

این کارشناس مسائل خانواده با یادآوری ازدواج امام جواد (ع) با دختر مامون و در نهایت شهادت ایشان به دست او، اضافه می کند: «وقتی چنین فشاری بر امام جواد (ع) وجود دارد طبیعتاً برای دختران که ویژگی آنها باید تبعیت باشد، وضع بدتر است و با توجه به حادتر بودن شرایط در زمان امام موسی کاظم (ع)، ایشان چنین تاکیدی را در وصیت نامه خود دارند تا به نوعی جلوی این اهرام فشار اجتماعی را که خواص از آن آگاه هستند اما از نگاه عوام پنهان است، بگیرند.»


به ایران بیا و هرجا که مردمی دیدی از ولایت بگو

نامه از امام رضا (ع) به خواهر می رسد که فوراً با اهل بیت به سمت ایران حرکت کن! هر کجا هم مردم تجمع کردند برایشان سخنرانی کن و حدیث بخوان.

حضرت معصومه (ع) با کاروانی از امامزاده ها؛ از نوادگان امام حسن (ع) تا فرزندان امام موسی کاظم (ع) به سمت ایران حرکت می کنند. مردان زیادی در کاروان هستند اما همه تحت امر بانو فاطمه معصومه (ع)؛ و ایشان کاروانسالار هستند. در تمام مسیر هرجا تجمعی بوده احادیثی عمدتاًً با مفهوم ولایتمداری می خواندند و مردم را با جایگاه امامت آشنا می کنند.

این سفر تاریخی و روشنگری ایشان برای مشخص شدن سیاست های منافقانه مامون و وضعیتی است که امام رضا (ع) در آن قرار دارد. چرا که عوام می دانند امام رضا (ع) به عنوان ولی عهدی از مدینه خارج می شوند اما خواص دریافتند که در حقیقت تبعید است. برای همین امام رضا (ع) می فرمایند «پشت سر من گریه کنید زیرا مسافری هستم که امید بازگشت ندارم.»

مریم معین الاسلام، استاد حوزه و دانشگاه و همچنین مولف و محقق در مسائل زنان و مسائل تربیتی و مهدویت هم با اشاره به روایت امام صادق (ع) که می فرمایند «به زودی دختری از نسل ما متولد و در قم دفن می شود»، به ما می گوید: «سفر و رحلت ایشان، از جریانات قطعی تاریخ و سفر و رخدادها از ماموریت های بزرگی بوده که حضرت فاطمه معصومه (س) آن را به عهده داشتند.

ایشان دقیقاً فردی سیاسی و آگاه به مسائل روز زمان بودند و طبق نامه ای که امام رضا (ع) به ایشان نوشتند، این ماموریت را داشتند که از مدینه به سرعت به سمت ایران حرکت کنند. در نتیجه ایشان نمی توانستند زندگی معمولی داشته و ازدواج کنند و کاری به اوضاع و احوال مسائل روز نداشته باشند چرا که زندگی سیاسی و شرایط ایشان با توجه به ماموریت بزرگی که داشتند خیلی برای ازدواج فراهم نبوده است.»


هم کفوی برای فاطمه معصومه (س) نبود

روایتی که اغلب درباره چرایی ازدواج نکردن حضرت معصومه (س) شنیده ایم این است که کسی همتراز و هم کفو ایشان وجود نداشته؛ همان طور که اگر علی (ع) نبود فردی در شأن فاطمه زهرا (س) برای ازدواج وجود نداشت.

نیلچی زاده در این باره عنوان می کند:«نظریه دومی هم درباره ازدواج نکردن دختران امام موسی کاظم (ع) وجود دارد. حضرت معصومه (س) و دختران امام موسی کاظم (ع) دیگر آن قدر در فرهنگ ناب اسلامی رشد و جایگاه پیدا کرده بودند که قدم به قدم پشت امام خود حرکت می کردند و فاصله ای بین آنان و امامشان نبود. در واقع دختران امام موسی کاظم (ع) آن قدر صاحب کمالات بودند که کسی همسنگ ایشان برای ازدواج نبود.»

مریم معین الاسلام نیز در همین باره می گوید:«از اسماء حضرت معصومه (س) نیز پی به عظمت شخصیتی ایشان می بریم، که با توجه به این عظمت یکی از دلایلی که برای عدم ازدواج ایشان ذکر شده، نبود کفوی است که شایستگی و شرایط ازدواج با ایشان را داشته باشد.

البته نظر دیگری هم در این رابطه وجود دارد؛ در آن زمان اختناق بسیار شدیدی وجود داشته و خانه حضرت تحت نظر بوده و هر کسی که با این خانه رفت و آمد داشت یا وصلتی انجام می داد به سختی مورد محاکمه قرار می گرفت و تمام امتیازهای او سلب می شد. البته این نظر چندان پذیرفته شده نیست و اینکه کسی هم کفو ایشان نبوده بیشتر مورد تایید قرار گرفته است.»


فداها ابوها

این سوال مطرح است که ایشان در چه جایگاهی از علم و معرفت و عصمت قرار داشتند که کسی همتای ایشان برای ازدواج نبوده. روایت هایی هم در این زمینه وجود دارد که بر این شأن صحه می گذارد. عده ای آمدند منزل امام موسی کاظم (ع) تا سوالاتی را بپرسند. حضرت حضور نداشتند و آنها سوالات خود را از حضرت معصومه (س) پرسیدند. در مسیر بازگشت، امام موسی کاظم (ع) را می بینند و می گویند سوالات را از دختر خانم تان پرسیدیم و ایشان این طور پاسخ دادند. حضرت بسیار مشعوف می شوند و جمله معروفی که پیامبر (ص) در حق حضرت زهرا (س) به کار بردند را در حق حضرت معصومه (س) به کار بردند: «فداها ابوها».

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد حسن مخبر، محقق و پژوهشگر حوزه دین با بیان این روایت درباره شأن و جایگاه علمی فاطمه معصومه (س) می گوید: «این عبارت صرفاً یک عبارت عاطفی نیست که پدر به واسطه علاقه به فرزند خود آن را بیان کند. جایگاه سوال از امام در حوزه هدایت است و جواب را فاطمه معصومه (س) دادند. حضرت با بیان این عبارت «فداها ابوها» بر جواب ایشان صحه می گذارند؛ یعنی آنچه حضرت معصومه (س) فرمودند کانه خود امام معصوم گفته است.»

وی در ادامه، به معصوم بودن فاطمه معصومه (س) اشاره و در این باره توضیح می دهد: «یک عصمت در حوزه امامت و یک عصمت در حوزه ولایت وجود دارد. عصمت در حوزه امامت مربوط به شأن اجرایی و عصمت در حوزه ولایت مربوط به شئون انسانی فرد است.

وقتی می گوییم معصومیت، این نکته به ذهن همه می آید که تنها مخصوص چهارده نفر است در حالی که در شخصیت های دنیای اسلام به ویژه شخصیت های برجسته شیعه، شخصیت های خاص و برجسته ای داریم گرچه به عنوان عصمت امامت مطرح نیستند ولی مرتبه دیگری از عصمت (عصمت در ولایت) را دارند.

در میان مردان، حضرت عباس (ع) و در میان بانوان هم زینب کبری (س) و فاطمه معصومه (س) شامل این نوع عصمت هستند.

لذا حضرت معصومه (س) امام نیستند اما معصوم در ولایت هستند و با حرکت در حوزه عبودیت به این مقام رسیده اند و دارای ولایت عصمت شدند؛ ولایت تشریعی نه تکوینی. در امام معصوم البته هر دو مقام امامت و ولایت جمع شده که هم عصمت تکوینی است و هم تشریعی.»


سلام بر دختر و خواهر و عمه ولایت

فاطمه معصومه (س) لقب «محدثه» را داشتند و حجت الاسلام مخبر در این باره توضیح می دهند: «محدثه نه به معنای کسی که فقط حدیث می گوید، یعنی کسی که با اهل آسمان صحبت می کند. ایشان به این مقام و جایگاه رسیده اند که الهامات و واردات قلبی الهیه دارند.»

این محقق و پژوهشگر حوزه دین را از زیارتنامه حضرت معصومه (س) یاد می کنند و می گوید: «در میان همه امامزادگان چند امامزاده هست که زیارتنامه شان را امام معصومه انشا کرده و اداب زیارتشان را آموخته است.

اغلب زیارتنامه ها را علما با استفاده از زیارتنامه ائمه معصوم نوشتند. این خود نشان از توجه ویژه امام معصوم به این بزرگواران است که به نوعی قائم مقام امام معصوم هستند و می دانید که ما بر اساس اعتقادات شیعی معتقدیم امام معصوم هم مانند پیامبر (ص) از روی هوا و هوس چیزی نمی گوید و آنچه می گوید از وحی الهی است اما نه به معنای وحی قرآنی؛ اگرچه که می تواند منتخب از وحی قرآنی باشد.»

در زیارتنامه حضرت معصومه (س) می خوانیم السلام علیک یا بنت ولی الله و یا اخت ولی الله و یا عمه ولی الله. سه بار عبارت ولی الله تکرار می شود و این یعنی پیوند ایشان با پدر و برادر و برادرزاده. تنها پیوند خونی نیست و بر اساس ولایت الهی است و حجت الاسلام مخبر توجه را به این نکات دقیق زیارتنامه حضرت معصومه جلب و اضافه می کند: «زیارتنامه حضرت معصومه (س) نکات بسیار دقیقی دارد که از ناحیه امام رضا (ع) نقل شده است.

اشاره به دختر و خواهر و عمه ولایت آن هم ولایت معصومانه، از نکات بسیار دقیقی است که افق هایی از عظمت حضرت فاطمه معصومه (س) به روی ما باز می کند.


زیارت با معرفت بانویی که از انسان بهشت می سازد

امام معصوم درباره حضرت معصومه (س) می فرمایند اگر کسی عمه مرا «عارفا بحقها» زیارت کند، له الجنه؛ بهشت مال اوست. تمام بهشت؛ و این یعنی به کمال دریافتن چیزی.

حجت الاسلام مخبر درباره این روایت توضیح می دهد:«آیت الله جوادی آملی می فرمودند گاهی عنوان می شود اگر کسی فلان کار را انجام داد قصر یا باغی از بهشت به او اختصاص پیدا می کند. اما در این حدیث عنوان شده بهشت، نه گوشه ای از آن.

این «عارفا بحقها» نشان می دهد حضرت معصومه (س) یک حقی دارد که این حق باید مورد معرفت قرار گیرد و ثمره عملی هم داشته باشد. اگر کسی به آن جایگاه معرفت پیدا کند ثمره عملی هم خواهد داشت و ثمره عملی هم، قرار گرفتن در آموزه های نورانی است.

کسی که آن حقیقت را درک کند، شاگرد قرآن و عترت می گردد و بهشت مال اوست.»

وی تاکید می کند: «بهشت مکان نیست؛ مکانت است و یک جایگاه که حدودی ندارد این نشان می دهد که اگر کسی به فاطمه معصومه (س) معرفت پیدا کند، خودش بزرگ می شود. رابطه قیامت با انسان هم رابطه دو شیء جدا از هم نیست؛ رابطه ظاهر و باطن است.

آنچه که در همین عالم شکل می گیرد باطن آن در قیامت آشکار می شود. با این نگاه درمی یابیم انسانی که «عارفا بحقها» ایشان را زیارت می کند بهشت برای اوست؛ یعنی از انسان بهشت می سازد. فاطمه معصومه (س) این کیمیاست که مس وجود انسان را به طلا بدل می کند.»


درک ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه (س)

خبر به مامون می رسد که دختر موسی بن جعفر (ع) با کاروانی راه افتادند و هرجا که می رسند سخنرانی و روشنگری می کنند. این حرکت فاطمه معصومه مامون را به وحشت انداخت که اگر همین طور ایشان بخواهند منزل به منزل مردم را با جایگاه ولایت و اهل بیت (ع) آشنا کنند، نقشه های مامون نقش بر آب می شود و مردم متوجه می شوند برای چه امام رضا (ع) را به خراسان آوردند و ایشان در چه شرایطی قرار دارند.

برای همین کاروان که به ساوه رسید، ماموران مامون به آن حمله ور شدند و جریان شهادت همه محارم حضرت معصومه (س) اتفاق افتاد و فاطمه معصومه (س) نیز مسموم شدند. پرسیدند چقدر تا قم راه مانده است و بعد دریافتند که با وجود رنج بیماری امکان رفتن به این شهر وجود دارد و رهسپار قم شدند.

17 روز در قم بودند و بعد رحلت می کنند و مزارشان در قم قرار می گیرد؛ همان طور امام صادق (ع) می فرمایند «خدا حرمی دارد که مکه است و پیامبر حرمی دارد که مدینه است و امیرالمومنین حرمی دارد که کوفه است و ما هم دارای حرمی هستیم که قم است و در شهر قم تربتی خواهد بود که ویژگی خاصی دارد و یکی از فرزندان من به نام فاطمه در آینده در آن دفن خواهند شد که اجر زیارت او بهشت است.»

مریم معین الاسلام پس از این اشارات تاریخی اضافه می کند: «اما پس از دفن حضرت معصومه (س) بود که به برکت وجود ایشان شهر رونق زیادی پیدا کرد و تبدیل به پایگاه مطمئنی برای دوستان اهل بیت (ع) و شیعیان شد و همان طور که امام صادق (ع) فرمودند، شد حرم اهل بیت (ع) و هرکسی که می خواست شیعه و محل امنی برای زندگی داشته باشد به قم پناه می آورد.»


ازدواج، مهم ترین راه خوشبختی است اما تنها راه نیست

روز میلاد چنین بانوی کم نظیری را روز دختر نام گذاری کرده اند تا الگویی باشد برای دختران جامعه.

در همین باره نیلچی زاده با بیان اینکه باید دختران و زنان به این حریت و آزادی فکری برسند که راه بندگی خدا را راه اصلی قرار دهند، اظهار می کند:

«در فرهنگ روان شناسی اجتماعی ما در این دوره، 27 سالگی را سن سختی ازدواج و 30 سالگی را سن یأس از ازدواج مطرح می کنند و ما به نوعی ازدواج به موقع دختران خود را به عنوان مساله ای جدی داریم که باید مهندسی اساسی شود. با این حال همیشه به دختر خانم ها می گویم ازدواج تنها راه بندگی نیست. الیته یکی از شاهراه های بندگی بوده امام مهم این است که شما خودتان را در مسیر انتخاب شدن به شکل صحیح قرار دهید، نه انتخاب شدن به هر قیمتی.»

وی تصریح می کند:«ازدواج یک راه بزرگ و موثر در خوشبختی است اما تنها راه خوشبختی نیست. با این نوع نگاه شما می بینید که حضرت معصومه (س) در نقش علمی، اجتماعی، تبلیغی، رشد و معرفت زایی هیچ نقصانی ندارند.»

این کارشناس مسائل زنان و خانواده همچنین عنوان می کند: «پس این امکان هست که دختران ما این فرصت را از خودشان دریغ نکنند که به سرمایه های علمی و معرفتی خود اضافه کنند و این مسیر را به شکل درستی پیش ببرند.

این نکته ویژه ای است که باید به آن توجه کنیم. در فرایند رشد و مسیر تعالی دخترانه جامعه به یک بازنگری نیاز داریم؛ هم دختران این نیاز را دارند و هم خانواده و جامعه که باید دختران را صرفاً به عنوان یک موقعیت برزخی بین کودکی و زنانگی نبینند؛ اینکه دختران در جایگاه خود قابلیت های خاص و سرمایه های ویژه ای دارند که اگر آن را به خوبی صیانت کنند قابلیت ها چندین برابر می شود.»


منبع: نشریه همشهری آیه شماره6


روابط عمومی فرهنگسرای دستگردقداده|سه شنبه 94/5/27 | نظر

کریمه اهل بیت(علیهم السلام) شمس آسمان علم و اجتهاد

حسینیه سیدالشهداء دستگردقداده

نویسنده:آیت الله عبدالله جوادی آملی 

منبع:روزنامه کیهان


نزدیک تر از اسم اعظم

وجود مبارک امام عسکری فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم اقرب الی اسم الله الاعظم من سواد العین الی بیاضها(1). یعنی اگر اسم اعظمی شنیده اید، کلمه طیبه بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم، نزدیکتر از سیاهی چشم به سفیدی چشم است. وقتی گفتند نزدیکتر، نظیر دنی فتدلی. فکان قاب قوسین اوادنی(2)، یعنی لفظ رسا نیست. آنقدر این کلمه طیبه به اسم اعظم نزدیک است که در فضای مردمک چشم، سیاهی به سفیدی نزدیک است. این یک سخن کسانی که راهیان این راهند، می گویند: مومن خالص با «بسم الله الرحمن الرحیم» کاری می کند که ذات اقدس اله با «کن» همان کار را انجام می دهد. 

یعنی اگر کسی عبد محض خدای سبحان شد، به اذن خدای سبحان چونان عیسای مسیح، هم ازگل به صورت پرنده می سازد به اذن او، و هم در او می دمد به اذن او، و هم آن طائر پر می کشد به اذن او. 

تنفخ فیها فتکون طیراً باذنی و اذا تخلق من الطین کهیئه الطیر باذنی، فتنفخ فیها باذنی فتکون طیراً باذنی(3). به اذن خدا، مرده را زنده می کند؛ تحی الموتی باذنی (4). به اذن خدا پرنده می آفریند، باذنی. به اذن خدا کار نفخت فیه من روحی (5) را انجام می دهند. مانند آن. لذا گفتند: بسم الله الرحمن الرحیم از عبد محض، به منزله کن از ذات اقدس اله است. یعنی همان کار را خلیفه خدا به اذن خدا انجام می دهد. این مطلب دوم. 

مطلب بعدی آن است که ذات اقدس اله درباره کار این ذوات قدسی نهایت حرمت را رعایت می کند و مهم ترین آیات قرآن را درباره سیره و سنت اهل بیت نازل می کند. راز نزول برجسته ترین آیات درباره کارهای این ذوات مقدس چیست؟ اینها مگر چه کردند و چه می کنند؟


فقط برای خدا یعنی چه؟

در جریان خاتم بخشی وجود مبارک علی بن ابیطالب، یک راز است. همان راز در اطعام یتیم و مسکین و اسیر مطرح است. و همان راز در جریان جنگ خندق مطرح است. همانطوری که آیات قرآنی، یفسر بعضها بعضاً؛ احادیث اهل بیت هم به شرح ایضاً: اعمال آنها هم به شرح ایضاً. یعنی عمل آنها، سیره آنها، مفسر یکدیگر است. چه طور می شود که کسی انگشتر عطا می کند. ولایت الهی نازل می شود، آیه انما ولیکم الله (6) نازل می شود، و همگان را طرد می کند؟! چه طور می شود که کسی سه شب مسکین و یتیم و اسیر را سیر می کند، آن آیات با جلال و شکوه هل اتی نازل می شوند؟! چی داده اند، مهم نیست. چه طور داده اند، مهم است. ما از کجا بفهمیم که این انگشتر فقط برای رضای خدا بود؟ از کجا بفهمیم که اطعام یتیم و مسکین و اسیر فقط برای خدا بود؛ آن را از زبان خود علی صلوات الله و سلامه علیه در جریان جنگ خندق می فهمیم. 

در جریان جنگ خندق که آن مدال پرافتخار نبوی به عنوان ضربه علی یوم الخندق تعدل عباده الثقلین(7) درباره حضرت امیر صادر شد، که همه اعمال و عبادات در کنار این برکت تعبیه شد؛ در آنجا اخلاص بود، مثل سایر کارها. اما یک وقت اخلاصی است بدون رهزن و کمین، یک وقت اخلاص است با رهزن و کمین! یک وقت کسی شجاع است، دشمنی را از بین می برد، اما نه دشمنی که عمر بن عبدود باشد! یک وقت یک دشمن قهار و قدری را به خاک می مالد. آن دشمن قهار و قدر، عمربن عبدود نبود؛ آن دشمن دیگری بود که علی بن ابیطالب او را پوزمال کرد، خاک مال کرد، بعد بر عمر مسلط شد. و آن صحنه را همگان شنیده ایم. 

آن عمر وقتی به خاک افتاد، آن نقطه حساس و نفس گیر شروع شد. که لحظه ای غفلت از آن حال، ممکن بود آن عمر برخیزد، شمشیر بگیرد و حمله کند؛ یا یاران را طلب کند وعلی(ع) را از پا در بیاورد. همه دیدند علی بن ابیطالب از سینه عمر بن عبدود برخاست و کنار نشست. خود عمر تعجب کرد که چرا برخاستی؟ الان وقت برخاستن نبود! الان مهم ترین لحظه است که باید سر جدا کنی. مگر الان کسی که رقیب را خاک کرد، از صحنه فاصله می گیرد؟

حضرت فرمود: من یک عمر بن عبدود قهار دیگری دارم، او را باید به خاک بمالم، بعد تو را!! من تاکنون جز برای رضای او کاری نکردم. الان که تو خیو و خدو و به صورتم تف انداختی، من غضبناک شدم. اگر گفته شد او خیو، او خدو انداخت بر روی علی، افتخار هر نبی و هر ولی؛ وجود مبارکش عصبانی شد. اگر سر عمر بن عبدود را در آن حال قطع می کرد، این خلطوا عملاً صالحاً و آخرسیئاً (8) بود. این هم برای رضای خدا بود، هم برای تامین نفس و رضای درون!

فرمود: من از سینه توی عمر برخاستم، کنار نشستم، تا این خشمم فرو برود، فرو نشانده شود، و غضب نفسانی رخت بر بندد و غضب الهی ظهور کند و لاغیر، و فقط برای رضای او سرت را جدا کنم. این می شود توحید سره. این می شود عبد محض. این می شود علی لله دین الواصب. فاعبدالله مخلصاً له الدین(9). خالصاً لوجه الله. هم دین واصب، یعنی همه دین. هم دین خالص، یعنی سره دین. کل دین خالصاً لوجه الله بشود، تا شایسته آن حدیث نبوی بشوم که ضربه علی یوم الخندق تعدل عباده الثقلین. وگرنه جنگ بدر که آغاز نبردهای بی امان و نابرابر کفر علیه اسلام بود، خطر در آن روز بیشتر بود. اینکه قرآن از جنگ بدر نام می برد، از روز حنین نام می برد؛ فرمود: خدای سبحان شما را یاری کرد؛ یبدر و انتم اذله (10). و یوم حنین اذ اعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم کثرتکم شیئاً(11). این مضمون که در جریان جنگ بدر وحنین نازل شده است که در جریان جنگ خندق به این صورت نبود! ولی جائزه یوم خندق حساب دیگری دارد که در روزهای دیگر نبود!

با همان اخلاص، صدیقه کبری صلوات الله علیها ، امام حسن «کریم اهل بیت» (صلوات الله علیه)، حسین بن علی «آلشهید بکربلا» صلوات الله علیه ، اینها یطعمون الطعام، همان جا هم دارند که انما نطعمکم لوجه الله (13). نه چون شما یتیم اید؛ آه شما، عاطفه ما را تحریک کردید! در جنگ خندق ، غضب لله بود؛ نه لله و للنفس. در اطعام سوره هل اتی، آن اکرام لله بود؛ لالله و للعاطفه و لضعف النفس و لرقه النفس و مانند آن. آنجا عواطف حضوری ندارد. آنجا گرایش های نفسانی ظهوری ندارد. اگر چنین شد، آیات مرتب برای کسی نازل می شود که همسایه دیوار به دیوار اسم اعظم است. اگر امام عسکری فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم همسایه دیوار به دیوار اسم اعظم است، آنطوری که سیاهی چشم همسایه تنگاتنگ سفیدی چشم است، اینها با اسم اعظم کار می کنند. این هم یک بخشی از مطالب. 


همه در برابر وحی، بی سوادند!

حالا برسیم به اینکه چه طور یک بانو به نام فاطمه معصومه آنچنان می درخشد که همه مراجع با جلال و شکوهی که داشته و دارند، در پیشگاه یک بانو مثل سهایند در برابر شمس!

مستحضرید که هیچ حکیم و متکلم و عارفی از یک سو، و هیچ فقیه و اصولی از سوی دیگر، علوم خود را با وحی انبیاء همتا ندانستند؛ یک. و خود را با انبیاء و اولیاء هم سنگ ندانستند؛ دو. فرمودند: وحی سلطان معارف و علوم است، علوم دیگر بندگان وحی اند. انبیاء و اولیاء و معصومین، امام اند؛ دیگران رعیت و امت اند. به طوری که الان که جهان شاهد هفت میلیارد بشر است، اگر همه این هفت میلیارد در حد مرحوم فارابی و بوعلی و شیخ انصاری و شیخ طوسی باشند، باز صادق است که خدا بفرماید: هو الذی بعث فی الامیین رسولاً (14). 

درست است یکی شیخ انصاری است و یکی شیخ طوسی است، اما در برابر وحی امی اند! این سخن نغز حکیم سنائی، همه حکماء و سرایندگان بعدی را وادار کرد که به همین روال سخن بگویند. تا هیچ کس خود را در برابر وحی، در برابر معصوم قرار ندهد. هر کس، هر چه دارد و هرچه هست، ریزه خوار این مائده و این سفره است. آن بزرگوار می گوید: 

مصطفی اندر جهان، آنگه کسی گوید که عقل؟! آفتاب اندر سما، آنگه کسی گوید سها (15)؟!

با بود وجود مبارک رسول گرامی علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء، کسی اسم عقل را می برد؟! با بودن آفتاب، کسی اسم سها را می برد؟! «سها» آن ستاره ضعیفی است که در سابق برای اینکه مشخص بشود کی سلیم الباصره است و نیست، می گفتند: اگر شب ستاره سها را ببیند، معلوم می شود چشم او سالم است. جزء ضعیف ترین ستاره هاست. با بود شمس که سخن از سها نیست! آفتاب اندر سما، آنکه کسی گوید سها؟ 

این که می بینید همه مراجع به منزله سحابند و این بانو به منزله شمس است، برای این است که این وصل به همان اخلاص محض است. وصل به همان انما یریدالله (16) است. وصل به هل اتی است. وصل به انما ولیکم الله است. وصل به آیه مباهله است و مانند آن. مبادا کسی علوم حصولی و مفاهیم را که احیاناً ممکن است در پایان امر از انسان گرفته شود، با صاحبان علومی که می گویند: انی یطرق السماء اعلم منی بطرق الارض (17) قیاس کند!

در بیانات نورانی حضرت امیر(ع) که در نهج البلاغه است، سوگند یاد کرد؛ فرمود: قسم به خدا من اگر بخواهم سرنوشت و آغاز و انجام تک تک شما را می گویم. والله لو شئت ان اخیر کل رجل منکم بمخرجه و مولحه و جمیع شانه لفعلت. ولکنی تخاف ان تکفروا فی برسول الله (18). اینکه همیشه می گوید: سلونی قبل ان تفقدونی، الان پیامش این است که: قبل ان تموتوا از من سؤال کنید. او که نمی میرد که!

یک وقتی است که به اصحابش می گوید: قبل از اینکه من از دست شما بروم از من سؤال کنید. این معنای ظاهری سلونی قبل ان تفقدونی. اما به ما چه خطاب می کند؟ به ما خطاب می کند: قبل از اینکه بمیرید به نهج البلاغه من مراجعه کنید؛ سلونی قبل ان تموتا. این کتاب من به طرق آسمانی اعلم و اعرف از طرق زمین است. قبل از اینکه از بین بروید، از من سؤال کنید. بنابراین، اینها درآن محدوده اند. اما وقتی به زمین آمدند، گرچه زمینی اند، اما آن استثناء سرجایشان محفوظ است.


ریزه خوار سفر کریمه

بیان ذلک این است؛ زیارت جامعه را که همه ما می خوانیم، این یک توضیحی می خواهد. در زیارت جامعه می خوانیم که: قبورکم فی القبور، اسمائکم فی الاسماء، انفسکم فی النفوس (19)، اینها را می خوانیم. این یک توضیحی می خواهد، یعنی چی؟ وجود مبارک رسول گرامی(ص) فرمود: من یک بدنی دارم، مثل شما. جسمی هستم، غذایی می خورم. یاکل و یمشی فی الاسواقی (20) است که می بینید؛ انما انا بشر مثلکم. (21). این مال بدن من است. اما تمام مزیت من در آن استثناء به بعد است؛ الا انه یوحی الی انما الهکم اله واحد (22) و معارف دیگر نسبت به من وحی می شود. شما از این خبری ندارید. شما فقط با بدن من هستید.شما در آن خطبه نورانی حضرت امیر در هنگام تودیع، فرمود: کنت جارا لکم جاورکم بدنی ایاما قلائل (23).

شما چند صباحی همسایه تن علی بودید، علی را که نمی دیدید! من هم با بدنم همسایه شما بودم، نه با جانم. من آن جائی که می گویم: انی یطرق السماء اعلم منی یطرق الارض که همسایه ندارم. من این یاکل و یمشی فی الاسواق را شما دیدید و همسایه او بودید. کنت جارا لکم جاورکم بدنی ایاماً قلائل. نه جاورکم روحی! پس شما با تن علی کار داشتید، نه با جان علی.

حالا برویم به سراغ زیارت جامعه، تا برسیم به سراغ کریمه اهل بیت، تا روشن بشود که چگونه شرف مراجع دراین است که در کنار سفره این ذات مقدسه باشند!

در زیارت جامعه می گوئیم: شما نوری بودید، محدق به عرش. عرشی بودید. و هم اکنون هم آنجا هستید. به نحو تجلی پائین آمدید، نه تجافی! شما مثل قرآن کریم، خدا شما را آویخت، نه انداخت. خدای سبحان باران را نازل کرده، یعنی باران را انداخت. قرآن را نازل کرده، یعنی قرآن را آویخت. او را که نیانداخت!

فرمود: در اول سوره مبارکه زخرف، شما وقتی در خدمت قرآنید؛ حم. والکتاب المبین. انا جعلناه قرآناً عربیاً لعلکم تعقلون. و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم (24). هم اکنون هم لدینا است، هم اکنون علی حکیم است. شما فقط قرآن مبین را دارید که دنباله این حبل مستحکم است. آغاز این حبل مستحکم که علی حکیم است، پیش من است. کسانی که عدل این قرآنند، آنها هم به شرح ایضاً. این چهارده نفر هم با این قرآن آویخته شدند، نه انداخته! با بدن اینها شما سروکار دارید، نه با جان اینها! اینها پیش ما علی حکیم اند، این چهارده نفر. و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم. هم اکنون علی حکیم اند. همیشه بودند و همیشه هستند.

در زیارت جامعه دارد که: کنتم محدقین بنور عرش. آنجا بودید، محدق بودید، محیط بودید، مطیف بودید، عرشی بودید. ذات اقدس اله من الله علینا شما را تنزل داد، نازل کرد، به این عالم آورد. مانند دیگران زیستید، زندگی کردید، یاکل و یمشی فی الاسواق بودید و رحلت کردید و مردید. دربین مردم بودید، با مردم بودید، برای مردم سخن می گفتید، برای مردم امامت می کردید، و رحلت کردید و دفن شدید. انفسکم فی انفس، ارواحکم فی الارواح، آبدانکم فی الأبدان، قبورکم فی القبور (25)؛

اما! اما و صد اما؛ فما احلی اسمائکم. چه قدر نام شما شیرین است! این فما احلی، فما احلی فما احلی، آن مستثنی را نشان می دهد. با ما هستید. از نظر بدن هستید. مراجع ماضین ما در کنار مضجع ملکوتی این کریمه هستند، اما فما احلی اسمها! فما احلی قبرها! فما احلی کنیتها! فما احلی علمها!فما احلی شانها! فما احلی عصمتها! فما احلی عزتها! این کجا، مراجع کجا! این کجا، حکما کجا! این کجا، عرفا کجا! این کجا، علماء کجا!

این استثنائی که در زیارت مبارکه جامعه است، نظیر همان استثنائی است که وجود مبارک رسول گرامی (ص) که همه عالم در آن استثناء غرق است. فرمود: من با شمایم اما الا انه یوحی الی. ما هم به اینها عرض می کنیم: قبورکم فی القبور؛ الآن هم در کنار این مضجع ایم قبرها فی القبور، اما فما احلی قبرها!!


چگونگی پیروزی در جنگ نابرابر انسان و شیطان

سالها قبل وقتی خواستم از حوزه علمیه تهران به قم مشرف بشوم، رفتم خدمت استادمان، مرحوم آقای آشیخ محمدتقی آملی؛ گرچه همه اساتید، حشرشان با انبیاء و اولیای الهی باشد، اما خوب بعضی از اینها یک خصیصه ای داشتند که دیگران، در آنها کمتر دیدیم.

این گذشته از اینکه مرحوم آقای نائینی رضوان الله علیه در تقریظ مکاسب شان که تقریرات شان چاپ شده، فرموده: صفوه المجتهدین العظام، مرحوم آقای نائینی در تقریرات ایشان؛ حالا اینگونه از مقامات علمی در دیگران هم بود و هست. فرمود به اینکه: من یک روز عاشورائی بود، خسته بودم، بعد از زیارت حضرت معصومه(س) رفتم قبرستان شیخان فاتحه خواندم، دیدم این مؤمنین روی قبور نشسته اند- همان حالی که وجود مبارک حضرت امیر در جریان بازگشت از کوفه برایشان پیش آمد- دیدم اینها روی قبور خودشان نشسته اند. منتظر طلب مغفرت و رحمت اند... از آدم کاسب اینها بر نمی آید، کسی که دنبال نخود سیاه و نان و نام است، اینها بر نمی آید.

این را عرض می کنم تا معلوم بشود که وقتی می خواستم ازشان خداحافظی کنم، بروم قم؛ به من چی گفت. دوبار در عالم رویا، دو حادثه برای ایشان پیش آمد. فرمود: من یک وقتی دیدم دشمنی سخت به من حمله کرد و مهاجم. من هیچ چاره نداشتم. دیدم جانم در خطر است. دستش را گاز گرفتم که از دستش نجات پیدا کنم. از شدت درد بیدار شدم، دیدم دستم در دهان خودم است. به من گفتند: آقا! مواظب باش در این عالم هیچ کسی با تو کار ندارد، مگر خودت. اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک(27). کسی کاری با ما ندارد که!

این همه آسمان و زمین را خدا مسخر کرده برای ما.

در سوره مبارکه کهف، اعراف، در بخش های فراوانی ذات اقدس اله فرمود به اینکه: این جنگ نابرابر است، دشمن شما را می بیند، شما او را نمی بینید. انه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم(28). در جنگ نابرابر، وقتی دشمن قدر شما را ببیند، شما او را نبینید، خوب شکست می خورید.

یک رساله ای نوشته ابن طاووس، فرمود: دین به ما یک راه حل نشان داد. که ما می توانیم این جنگ نابرابر را صد و هشتاد درجه به نفع خودمان نابرابر بکنیم. یعنی کاری بکنیم؛ ما او را ببینیم، او ما را نبیند. و آن این است که برویم در قلعه خدا. اگر رفتیم، کلمه لا اله الا الله حصنی شد(29)، اگر ولایت علی بن ابیطالب(ع) حصنی شد(30)، این حصن است، دژ است، دژبان اش خداست. دژبان فرعی اش علی بن ابیطالب است.

خب! آدم وقتی وارد این قلعه شد، دشمن خودش را می بیند، دشمن او را نمی بیند دیگر. آن وقت أنتم ترانه ولا تراکم. فعلا انهم یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم. وارد آن قلعه شدید، انکم ترونه 

و لا یراکم. این همان است که ان الذین امنوا و اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون(31). شما می بینید، او نمی بیند. این را طرد می کند.

و بار دیگر مرحوم آشیخ محمدتقی آملی رضوان الله علیه گفت که: در عالم رویا دیدم دشمنی به من حمله کرده. من هیچ چاره نداشتم. دست آوردم به چشم او که آسیبی به چشم اش برسانم. از شدت درد بیدار شدم. دیدم دستم در چشم خودم است! آنجا هم به من گفتند: مواظب باش. کسی کاری به تو ندارد. این خودتی. به دنبال چی می گردی؟ می خواهی دین و آخرت را یکجا هدر بدهی؟ دنبال چی می گردی؟

این آشیخ محمدتقی آملی؛ وقتی رفتم ازشان خداحافظی بکنم که من می خواهم بروم قم، اجازه بگیرم. فرمود: برو آنجا که کریمه اهل بیت آنجاست. فرمود: این قبر، یک قبر عادی نیست. بزرگان آنجا دفن اند. مراجع آنجا دفن اند. حکماء، علماء، فقهاء، اصولیون آنجا دفن اند. آنجا قبر دختر موسی بن جعفر است. این قبر منشاء هزارها برکت است.

ببینید این حرف مال چهار هزارسال قبل است. همه انبیاء اینطور بودند. اینها وارثان آن انبیاء هستند. اولین بار ما این فرمایش را از ایشان شنیدیم، بعد دیدیم حرفی است که میرداماد نقل می کند. ایشان فرمودند به اینکه: شاگردان ارسطو؛ ارسطو و افلاطون را وجود مبارک موسای کلیم و انبیای دیگر تربیت کرده اند. همانطوری که حکماء و فقهاء را انبیای قبلی و بعدی تربیت کردند. شاگردان ارسطو هر وقت مطلب عمیق علمی برایشان مشکل می شد، می رفتند کنار قبر ارسطو، آنجا مباحثه می کردند.برایشان حل می شد. اینها جزء موحدان عالم بودند.


منشأ برکات شرق و غرب

بعد ما آمدیم قم. با قبسات مرحوم میرداماد آشنا شدیم. دیدیم، بله. این میرداماد است. در قبسات، در صفحه مشخص، می گوید: امام رازی این حرف را زده. امام رازی هم در کتاب المطالب العالیه گفته. آن هم آدرس اش مشخص است؛ که بنای شاگردان ارسطو این بود؛ هر وقت مطلب علمی برایشان مشکل می شد، می رفتند کنار قبر. از آن قبر برکت می گرفتند.

این را که خود من بارها تجربه کردم؛ کتابهای عمیق؛ حالا یا جواهر بود، یا اسفار؛ به روال عادی، اینجا که مطالعه می کردم؛ همین کتاب را وقتی می بردم در یک شهر دیگری، می دیدم به کندی دارم پیش می روم. این را باور کنید. اینجا انسان بهتر می فهمد، خوشتر می فهمد، عمیق تر می فهمد، در آفتاب است. اینها نه تعارف است، نه مجاز است، نه خدای ناکرده خرافات است! این نور مرتب می آید، این ملائکه مرتب نازل می شوند.

اگر چنانچه ذات اقدس اله به رسولش فرمود: لااقسم بهذاالبلد و انت حل بهذا البلد(32)، الان همین طور است. اعتاب مقدسه این طور است؛ نجف اینطور است، کربلا اینطور است، کاظمین این طور است، سامرا که متأسفانه به این وضع درآمده است؛ بارگاه ملکوتی امام دهم و یازدهم (صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین) این طور است. کریمه اهل بیت، مضجع اش اینطور است، اینچنین نیست که انسان فقط بیاید، زیارت بکند، ثواب اخروی ببرد! علم در اینجاست، کرامت در اینجاست، معنویت در اینجاست. حضور اینها منشاء رحمت و برکت است.

و امام عسکری سلام الله علیه فرمورد به اینکه- این روایت از وجود مبارک امام رضا هم نقل شده است- لیست العباده بکثره الصلاه والصیام. مهمترین عبادت؛ انما العباده کثرت التفکر فی امرالله(33) خدا غریق رحمت کند مرحوم آقای شاه آبادی، استاد امام رضوان الله علیه را! این دو تا آیه قرآن را خیلی لطیف معنا کرده در آن رساله شذرات شان. در دو بخش قرآن ذات أقدس اله فرمود: مواظب باشید، فشار جان دادن کار آسانی نیست. یک عده موقع مرگ سیلی می خورند. و الملائکه یضربون وجوهم و أدبارهم (34). این دو جای قرآن است. فرشتگان با سیلی زدن به صورت و با مشت زدن به پشت، جان او را می گیرند.

مرحوم آقای شاه آبادی رضوان الله علیه در آن رساله لطیف شان توجیه کردند این دو تا آیه را. گفتند: فرشتگان دنیا، مأموران الهی اند، مدبران الهی اند، در دنیا مواظب اند. دیدند این آقا عمر را تلف کرده، جا پرکرده، کاری هم انجام نداده، با مشت به پشت اش می زنند، او را از دنیا بیرون می برند؛ این یک. فرشته های مسئول برزخ می بینند. این با دست خالی دارد می آید. به صورتش سیلی می زنند که عمری آنجا گذراندی، آخر چی آوردی اینجا؟ و الملائکه یضربون وجوهم و أدبارهم. اینها را این خاندان به ما گفتند. اینها را این معارف به ما گفتند.

بنابراین اگر می بینید واقع حوزه علمیه قم الآن منشاء برکاتی شد در شرق عالم و غرب عالم؛ یک وقتی گفته می شد: اطلبوا العلم ولو بالصین (35)، این تمثیل بود و نه تعیین. وگرنه چین چیزی نداشت! که الا و لابد باید انسان چینی بشود.امروز به برکت انقلاب و خونهای پاک شهداء، می گویند: اطلبوا العلم ولو بقم. چینی می آید، شرقی می آید، غربی می آید؛ از تاشکند تا واشنگتن شما اینجا طلبه دارید. این خون شهداء، صدور انقلاب، پیام را به مشرق برد، پیام را به مغرب برد، و همه را آورد. اطلبواالعلم ولو بقم. این برکت این بی بی است!! خیلی ها می خواستند انقلاب بکنند، ولی بالاخره از قم باید برخیزد. فرمود: چون تو در این شهری، این شهر محترم است. این شهر می شود بلد امین. لااقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد. اگر چنانچه این کریمه در اینجا نبود، معلوم نبود قم به این وضع، با این برکاتش، فراوان همراه باشد.بنابراین بهترین فرصت این است که حوزه علمیه، کماکان بهره های فراوان خودش را ببرد. محققان از حداکثر فرصت استفاده بکنند، دین پژوهان به شرح ایضاً. نویسندگان، گویندگان، مبلغان الهی، همه اینها از این مضجع ملکوتی حداکثر بهره را ببرند. تا وجود مبارک ولی عصر(ارواحنا فداه) ظهوری کند و این انقلاب اسلامی به دست صاحب اصلی اش برسد.


روابط عمومی فرهنگسرای دستگردقداده|سه شنبه 94/5/27 | نظر
روابط عمومی فرهنگسرای دستگردقداده|سه شنبه 94/5/27 | نظر

کانال تلگرام

کانال تلگرام حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهدا

عضویت درسامانه پیامکی

مطالب اخیر

برچسب‌ها

دستگردقداده (217), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداء (70), هیئت سیدالشهداء (40), کانون فرهنگی قرآنی مصباح (35), حسینیه سیدالشهداء (31), فرهنگسرای دستگردقداده (25), کانون مصباح دستگردقداده (25), هیئت سیدالشهداء دستگردقداده (24), دستگرد قداده (22), سیدالشهداء (20), مصباح (18), هیئت (17), حسینیه (17), کانون (17), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداءدستگردقداده (15), دستگرد (11), فرهنگسرای سیدالشهداء (11), کانون مصباح (10), هیئت سیدالشهداءدستگردقداده (9), عیدسعیدقربان (9), دعای ندبه (9), دعای (8), میلادامام حسن مجتبی(ع) (8), ولادت امام رضا(ع) (8), ولادت امام هادی(ع) (8), ندبه (7), فرهنگسرای (7), حضرت (7), حسینیه دستگردقداده (6), امام (6), قداده (6), هیئت سیدالشهداء(ع) (6), ولادت حضرت معصومه (6), کانون فرهنگی مصباح (6), کانون فرهنگی مصباح دستگردقداده (5), ویژه نامه روزعرفه (5), ماه (5), فرهنگسرای دستگرد (5), فرهنگی (5), سیدالشهدا (5), دهه کرامت (5), رجب (4), شهادت امام محمدباقر (4), فاطمیه (4), مبعث (4), میلاد (4), رسول (4), اکرم (4), ولادت امام موسی کاظم(ع) (4), ولادت (4), کانون فرهنگی قرآنی مصباح دستگردقداده (4), کانون مصباح دستگرد (3), ولادت امام کاظم(ع) (3), ویژه نامه (3), امام حسن(ع) (3), حسینیه سیدالشهداءدستگردقداده (3), ویژه نامه ها (3), فرهنگسرای دستگرد قداده (3), علی (3), شهادت امام صادق(ع) (3), عیدقربان (3), زهرا (3), شهادت (3), شهادت امام جواد (3), سروری (2), سیزده (2), سالروز تخریب بقیع (2), شهادت امام صادق (2), فروغی از اندیشه های قرآنی امام صادق(ع) (2), فرهنگسرای سیدالشهداء دستگردقداده (2), فرهنگسرای سیدالشهداء(ع) (2), محرم (2), قرآن (2), قرآنی (2), نامه (2), نبوی (2), های (2), فاطمه (2), حسینیه سیدالشهداء دستگردقداده (2), حسین (2), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهدا (2), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداء(ع) (2), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداء(ع)دستگردقداده (2), رمضان (2), الاسلام (2), امر به معروف و نهی از منکر (2), پیامبر (2), حجت (2), اشعار (2), اطلاعیه (2), تابلو اعلانات (2), ولادت امام رضا (2), وفرهنگسرای (2), کلیپ تکان دهنده زمان می گذرد (2), کوتاه (2), کاظم (2), کانون فرهنگی قرانی مصباح (2), هیئت سیدالشهدا (2), ویژه (2), کانون فرهنگی قرآنی (1), کانون مصیاح دستگردقداده (1), کدام (1), کرامات حضرت معصومه علیها السلام (1), کراماتی از امام رضا(علیه السلام) (1), کریمه اهلبیت(ع) (1), کسب قدرت (1), کشکولی (1), کانون مصباح دستگرد قداده (1), وفرهنگسرای سیدالشهداء (1), هیئت سیدالشهداء(ع)دستگردقداده (1), هیئت سیدالشهداءدستگردقداه (1), و (1), و نهی از منکر (1), ولادت امام هادى(ع) (1), ولادت پیامبر اکرم به روایت اهل تسنن (1), ولادت حضرت فاطمه معصومه (1), ویژه نامه آثار و (1), ویژه نامه اسباب بازی (1), ویژه نامه امر به معروف و نهی از منکر (1), ولایت (1), ولایتعهدی امام رضا(ع) (1), وهابی ها چه می گویند؟ (1), وهابیت (1), وهابیت تندرو و بازگشت به عصر جاهلیت‏ (1), وهابیت و تخریب قبور متبرکه (1), ویژه نامه روزه و علم (1), ویژه نامه سالروز ازدواج امام علی و حضرت فاطمه ع (1), ویژه نامه سالروز ویران شدن قبرستان بقیع (1), ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام (1), ویژه نامه عید سعید فطر (1), ویژه نامه میهمانی (1), ویژه نامه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها (1), ویژه نامه ولادت (1), ویژه نامه ولادت امام رضا(ع) (1), ویژه نامه ولادت حضرت معصومه (1), یک پیوند آسمانی (1), کارت پستال وفات حضرت خدیجه (1), کارنامه عملى وهابیت (1), تابلو اعلانات محرم (1), تاریخچه و فلسفه عید قربان -فرهنگسرای سیدالشهداء دستگرد قداده -کا (1), تجدید عهد با غریب طوس (1), تحلیلی بر مقام و منزلت عید سعید فطر (1), تحکیم خانواده (1), تخریب بقیع (1), تخریب بقیع امتداد دشمنی با مکتب وحی (1), تخریب بهشت (1), تخریب قبور ائمه بقیع و نقش بهائیت (1), تربیت (1), تغذیه در ماه خدا (1), تنهاترین سردار (1), جشن مبعث (1), جمعه (1), جنگ با خدا (1), جنگ بازی (1), جوانان (1), چرا مذهب جعفرى ؟! (1), چگونگی ازدواج علی(علیهالسلام) و فاطمه(سلامالله علیها) (1), چند رسانه ای (1), چند رسانه ای (1), چون صبح نورانی - ویژه نامه شب های قدر (1), حاج (1), حاج احمدشفیعی (1), حجاب (1), با موضوع رمضان (1), با کیفیت HD (پیشنهاد ویژه) (1), بازتاب انوار وحی درگفتار پیشوای هشتم (1), باشگاه نام آوران دستگردقداده (1), بحث کوتاهى درباره ثامن الائمة، على بن موسى الرضا(علیهما السلام) (1), برخى از ویژگى‏هاى مورد انتظار از مؤمنان در کلام امام صادق (علیه (1), بررسی (1), برکات و آداب‌ مهمانی‌ (1), برگى از فضایل امام حسن(ع)‌ (1), برکات (1), بسته 143 تابلواعلانات، هفته چهارم آذر 1395 (1), بسیار (1), بقیع (1), بقیع ؛ در گذر تاریخ (1), بوستان مهردستگردقداده (1), بوی عطـر نرگس می پیچد … (1), پاسخ به شبهات و هابیون (1), پدر (1), پذیرش (1), پسرفت (1), پوستر دعای ندبه (1), پوستر عیدغدیر (1), اعلامیه (1), اعمال روز مباهله -فرهنگسرای سیدالشهداء دستگرد قداده (1), اعمال روزعرفه (1), اعمال شب و روز عرفه - حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء -کانون فرهنگ (1), اعمال شب و روز عید فطر (1), اعمال شب و روز عید قربان (1), اعمال مشترک دهه اوّل ماه ذی الحجه (1), افسانه ازدواج ها (1), امام حسن؛اسوه صلابت و پایداری (1), امام حسین(ع) (1), امام رضا (ع) و تشیع ایران (1), امام رضا(ع) (1), امام رضا(علیه السلام) و خدمات فرهنگی (1), امام صدق (1), امام صدق - ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق(ع) (1), امام علی(ع) (1), امام کاظم(ع) (1), امر به معروف (1), 12 ربیع الاول (1), 15 عمل درپانزدهمین شب شعبان (1), 21 خرداد ماه 1394 (1), 21 مهر - 18 ذی الحجه مصادف با عید سعید غدیر-حسینیه دستگرد قداده- (1), 28صفر (1), 46 اصل در مدیریت (1), آثار و برکات زیارت امام رضا (1), آداب عید سعید فطر (1), آداب مهمانی و ضیافت (1), آداب میهمانی (1), آستان قدس رضوی (1), آغاز هفته وحدت (1), آموزش (1), آیینه رضوی (1), ابوالفضل (1), اجتماعی (1), احادیث امام محمدباقر (1), احمد (1), اربعین حسینی (1), از (1), از بندگی (1), از خون (1), از دیدگاه (1), از دیدگاه ائمه علیهم السلام (1), از فاطمه ای که معصومه بود (1), از محراب تا معراج -ویژه نامه شهادت حضرت علی علیه السلام (1), ازدواج (1), اسبابی برای انتقال (1), است؟ (1), استخردانشگاه صنعتی اصفهان (1), حدیث (1), حدیث معراج (1), تا پاکیزگی (1), حسینیه سیدالشهدا (1), حسینیه دستگرد (1), انتظار (1), انتظارات امام حسن(ع) از شیعیان (1), اول (1), ایام (1), الگو (1), المبیت (1), امام حسن (ع)؛اسوه حسن و کرامت (1), امام حسن مجتبی علیه السلام (1), حضرت زهرا(ع) (1), حضرت معصومه(س) (1), حضرت مهدی(ع) (1), حلول (1), حلول ماه مبارک رمضان (1), خانواده (1), خلاصه اى از زندگانى امام هادى علیه السلام-فرهنگسرای سیدالشهداء د (1), خم (1), خواص اعجاب انگیز آیة الکرسی (1), خورشید شرق ؛ نگین خراسان (1), داستانها (1), داستانهای (1), دانلود (1), دانلود فایلهای صوتی-محرم1393 حسینیه دستگرد قداده (1), در اربعین چه گذشت؟ -حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء -دستگردقداده (1), در باب میزبان و میهمان (1), درس هائی از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی (1), درس هایی از قرآن (1), درفراق امام مهدی(عج) (1), رهنمود های تربیتی امام موسی کاظم (1), روز (1), روز پیروزى بر طاغوت نفس (1), روزه (1), ریشه‏هاى تاریخى وهّابیّت (1), زمان (1), زندگانی (1), زندگانی کریم اهل بیت(ع) (1), زندگی‌نامه امام موسی کاظم علیه السلام (1), زندگینامه امام صادق (علیه السلام)(1) (1), دعای روز مباهله-حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء دستگرد قداده (1), دعوا (1), دعوت کردن،آداب دعوت کردن (1), دل نوشته ای در غربت امام زمان (عج) (1), دهه (1), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهدالشهداء (1), دستگردقداده-حسینیه سیدالشهداء دستگردقداده-فرهنگسرای دستگردقداده (1), دعاهای روز های ماه مبارک رمضان (1), دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان (1), دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان(2) (1), دعاهای ماه مبارک رمضان (1), حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء (1), حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء دستگردقداده (1), حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء(ع) (1), حسینیه وفرهنگسرای دستگردقداده (1), میلادامام علی (1), میهمان (1), ندبه امام صادق(ع) (1), نماهنگ (1), نکات تغذیه ای (1), معراج پیامبر اکرم (1), معرفت (1), مقام شفاعت حضرت معصومه (1), منزلت کریمه اهل بیت نزد علما و مراجع (1), منشور نسل جوان در سیره امام صادق (علیه السلام) (1),