سفارش تبلیغ
صبا

حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداء(ع)دستگردقداده

مراسم عزاداری شهادت حضرت زهرا(س)

مراسم عزاداری شهادت حضرت زهرا(س) به مدت سه شب باسخنرانی حجت الاسلام کشکولی و مداحی مداحان اهلبیت برگزار میگردد

سایت درحال بروز رسانی میباشد

حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء

سایت درحال بروز رسانی میباشد

حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء

سایت درحال بروز رسانی میباشد

حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء

سایت درحال بروز رسانی میباشد

حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء

هیئت سیدالشهداء(ع)


1

دیگر صفحات

حجت الاسلام سروری

شوق وصال

آرشیو مطالب

آستان امامزاده سید ابوالحسن(ع)

آستان امامزاده سید ابوالحسن(ع)

پایگاه شهدای دستگردقداده

شهدای دستگرد قداده

امام صدق - ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام

امام صدق - ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام


روابط عمومی فرهنگسرای دستگردقداده|جمعه 95/5/8 | نظر

فعالیتهای علمی و فرهنگی امام هادی(علیه السلام)

جهان اسلام، در دوران امامت امام هادی(ع) از نظر فرهنگی و گرایشها و کشمکشهای فکری و اعتقادی از موقعیت و گستردگی ویژه‌ای برخوردار بود و بحثهای علمی و اعتقادی و برخورد افکار و بینشهای گوناگون با یکدیگر نسبت‌به موضوعات دیگر، جایگاه ویژه‌ای داشت. منشا پیدایش این تحول فرهنگی، شرایط سیاسی - اجتماعی جامعه اسلامی بویژه در سطح دستگاه رهبری بود. اظهار تمایل حکمرانان عباسی این دوره نسبت‌به مسائل علمی و فرهنگی، باز شدن دروازه‌های علوم فلسفه و کلام ملتهای دیگر بر روی مسلمانان و ترجمه بسیاری از کتابهای علمی آنان به زبان عربی، راه یافتن دو تن از امامان شیعه - امام رضا و امام جواد علیهما السلام - به دستگاه خلافت و فراهم آمدن موقعیت استثنایی برای بحث و مناظره با دانشمندان، سران مکتبها و گروههای مختلف، از مهمترین عوامل پیدایش این شرایط بود.

پیدایش چهره‌های برجسته علمی در زمینه‌های مختلف دانشهای عقلی و نقلی در این ودره نشانه بارز دیگری بر گستردگی سفره دانش بشری در این مقطع زمانی است. از جمله این دانشمندان می‌توان افراد ذیل را نام برد:

احمد بن حنبل، (متوفای 241 ه. ق) و نویسندگان صحاح سته، بخاری (م 256 ه. ق) مسلم (261 ه. ق) ابو داود سجستانی (م 275 ه. ق)، ابو عیسی ترمذی (م 278 ه. ق) ابو عبد الله بن ماجه (م 275ه. ق) و احمد نسائی (م 303 ه. ق) در زمینه حدیث و فقه. ابو هذیل (م 235)، ابو اسحاق، ابراهیم بن سیار (م 231)، ابو عمر و بن بحر جاحظ (م 255)، و ابو الحسین خیاط در زمینه علم کلام.

یحیی بن ماسویه (م 242)، بختیشوع (م 256) و حنین بن اسحاق (م 260)، در دانش پزشکی.

و یعقوبی (م 282)، ابن قتیبه دینوری (م 276) و بلاذری (م 279) در تاریخ. (1)

در چنین جوی اصطکاک افکار و بینشها با یکدیگر امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است، بویژه با توجه به این واقعیت که زامداران عباسی از این جریان به عنوان تضعیف موقعیت امامن شیعه و مبانی فکری و عقیدتی آنان استفاده می‌کردند.

تحت نظر بودن امامان این دوره و دسترسی پیدا نکردن توده‌های مسلمان به این مشعلهای هدایت، عامل افزونی بود که به منحرفان و فرصت طلبان مورد حمایت‌حکومت مجال می‌داد تا با آسایش خاطر و احساس امنیت‌بیشتر به ترویج افکار شیطانی خود بپردازند.

پس از این مقدمه کوتاه به تشریح مواضع امام(ع) در برابر مهمترین مکاتب و جریانهای فکری دوران آن حضرت می‌پردازیم.

الف - فتنه خلق قرآن‌از مهمترین جریانات فکری دوران امام هادی(ع)، کشمکش بر سر مخلوق بودن و یا مخلوق نبودن قرآن کریم بود که مدتها فکر مسلمانان را به خود مشغول ساخته بود و چه بسا افراد زیادی که به جرم اعتقاد به یک طرف قضیه شکنجه شده روانه زندان گشته یا جان خود را از دست دادند.

بحث‌یاد شده از دوران خلافت مامون که به موضوعات و مسائل ماورای جهان ماده - همچون صفات باریتعالی و ذات او و رابطه میان آن دو، و حدوث و قدم عالم و. . . علاقه نشان داده شد، وارد محال علمی و کلامی گشت و بر مبنای دو بینش اعتقادی موجود در جامعه اسلامی یعنی معتزله و اشاعره، نسبت‌به آن، دو دیدگاه پیدا شد. حکمرانان عباسی نیز بر مبنای اعتقاد به هر یک از دو بینش یاد شده، در هر زمان از یک طرف قضیه حمایت کرده با مخالفان نظریه با شدت و خشونت‌برخورد می‌نمودند.

حکومت عباسی پیش از به خلافت رسیدن مامون به مذهب اشعری گرایش داشت و ماموران، هر فرد معتزلی را می‌گرفتند و پس از آنکه او را به کفر متهم می‌کردند به قتل می‌رساندند.

مامون در دوران خلافت‌خود به معتزله گرایش پیدا کرد. معتصم و واثق نیز راه او را پی‌گرفتند. آنان بر اساس همین اعتقاد، قائل به مخلوق بودن قرآن شدند و از این طریق، بسیاری از دانشمندان و مخالفان خود را که به مخلوق بودن قرآن اعتراف نمی‌کردند با شکنجه و زندان و قتل از میدان بیرون راندند. ولی چون متوکل به حکومت رسید به اشاعره گرایش پیدا کرد و قائلان به مخلوق بودن قرآن را سخت کیفر نمود.

امام هادی(ع) که رهبری اندیشه اسلامی را بر عهده داشت و پیدایش چنین اختلافات فکری و دامن زدن آن را به سود دشمنان اسلام می‌دانست، بحث و جدال درباره مساله یاد شده را بدعت در دین قلمداد کرد و یاران خود را از طرح چنین بحثهایی بر حذر داشت. متن نامه امام(ع) به برخی از پیروان خود در بغداد چنین است:

«بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند ما و شما را از وقوع در فتنه مصون نگهدارد که در این صورت بزرگترین نعمت را بر ما ارزانی داشته است. و جز این ، هلاکت و سیه روزی است. نظر ما این است که بحث و جدال درباره قرآن (که مخلوق است‌یا غیر مخلوق، قدیم است‌یا حادث) بدعتی است که سؤال کننده و جواب دهنده در آن شریک‌اند، زیرا چیزی دستگیر پرسش کننده می‌شود که سزاوار او نیست و پاسخ دهنده نیز برای موضوعی که در توان او نیست‌بی‌جهت‌خود را به رنج و مشقت می‌افکند.

خالق، جز خدا نیست و بجز او همه آفریده‌اند و قرآن کلام خداست و از پیش خود اسمی برای آن قرار مده که جزو گمراهان خواهی گشت. خداوند ما و شما را از مصادیق این آیه قرار دهد: «الذین یخشون ربهم بالغیب و هم من الساعة مشفقون‌» (2) آنانکه در نهان از خدای خود می‌ترسند و از روز جزا سخت هراسانند. » (3)

ب - منحرفان از خط امامت‌در دوران امام هادی علیه السلام بعضی از افراد و گروههای فرصت طلب با ادعاهای دروغ و نشر مطالب بی‌اساس، در ایجاد اختلاف میان مسلمانان و گمراه کردن آنان داشتند. این گروهها به چند دسته تقسیم می‌شدند:

1 - غلات‌سران این فرقه عبارت بودند از: «علی بن حسکه قمی‌»، «محمد بن نصیر نمیری‌»، «حسن بن محمد» معروف به ابن بابا قمی‌»، «فارس بن حاتم قزوینی‌» و «قاسم بن یقطین قمی‌».

«علی بن حسکه‌» معتقد به الوهیت و ربوبیت‌حضرت هادی علیه السلام و رسالت و نبوت خود و سقوط همه واجبات و فرایض دینی بود. «محمد بن نصیر نمیری نیز با «ابن حسکه‌» در مسائل بالا هم عقیده بود، علاوه بر آنکه قائل به تناسخ بود و ازدواج با محارم و همچنین لواط را روا می‌شمرد. (4)

پیشوای دهم(ع) در برابر افراد یاد شده و عقاید کفر آمیز آنان موضع گرفت و ضمن اظهار بیزاری از آنان چهره پلید ایشان را برای همگان بر ملا کرد و یکی از آنان را که وجودش برای جامعه اسلامی خطرناک بود «مهدور الدم‌» دانست و فرمان قتلش را صادر کرد.

در پاسخ بعضی شیعیان - که درباره «ابن حسکه‌» و عقاید باطل او پرسیده بودند - نوشت:

«ابن حسکه - که لعنت‌خدا بر او باد - دروغ می‌گوید و من او را در ردیف دوستان خود نمی‌شناسم، خدای او را لعنت کند، سوگند به خدا، پروردگار، رسول خویش و پیامبران پیش از او را جز به آیین حنیف و نماز و زکات و روزه و حج و ولایت نفرستاد و پیامبر(ص) جز به خدای یکتای بی‌همتا دعوت نکرد. ما جانشینان او نیز بندگان خداییم و به او شرک نمی‌ورزیم. اگر او را اطاعت کنیم بر ما رحم خواهد کرد، و چنانچه از فرمانش سرپیچی نماییم گرفتار کیفرش خواهیم شد.

ما بر خدا هیچ حجتی نداریم، بلکه خداست که بر ما و بر تمامی آفریده‌هایش حجت دارد.

من از کسی که چنین سخنانی می‌گوید بیزاری می‌جویم و به سوی خدا از چنین گفتاری پناه می‌برم. شما نیز از آنان دوری گزینید و ایشان را در فشار و سختی قرار دهید و چنانچه به یکی از آنها دسترسی پیدا کردید سرش را با سنگ خرد کنید. » (5)

گاهی بدون آنکه از سوی اصحاب پرسش شود نظر خود را نسبت‌به افراد یاد شده اعلام می‌کرد. «محمد بن عیسی‌» می‌گوید:

«امام هادی(ع) - بدون آنکه پرسشی از او بشود - برای من نوشت: «خداوند «قاسم بن یقطین‌» و «علی بن حسکه قمی‌» را لعنت کند شیطانی در برابر او ظاهر می‌شود و حرفهای بی‌اساس و دروغ را بر او القا می‌کند. » (6)

«نصر بن صباغ‌» می‌گوید:

«حسن بن معروف به «ابن بابا» و «محمد بن نصیر نمیری‌» و «فارس بن حاتم قزوینی‌» مورد لعن امام هادی علیه السلام قرار گرفتند. » (7)

«فارس بن حاتم‌» پیشوای «غلات‌» در مرحله‌ای از انحراف و گمراهی قرارداشت که امام(ع) دستور قتل او را صادر نمود و برای قاتلش بهشت را تضمین کرد و فرمود:

(«فارس‌» به اسم من دست‌به کارهایی می‌زند و مردم را فریب می‌دهد و آنان را به بدعت در دین فرا می‌خواند. خون او برای هر کس که او را بکشد هدر است. کیست که با کشتن او مرا راحت کند؟ و من در مقابل، بهشت را برای او تضمین می‌کنم. » (8)

یکی از یاران امام علیه لاسلام فرمان آن حضرت را اجرا نمود و با به هلاکت رساندن «فارس‌» امام(ع) و جامعه اسلامی را از شر او راحت کرد.

2 - واقفیه‌، یعنی کسانی که بعد از شهادت موسی بن جعفر علیهما السلام به خاطر یک سلسله انگیزه‌های نفسانی و دنیوی منکر شهادت آن حضرت شدند و در نتیجه، تن به امامت پیشوای هشتم (ع) ندادند، در پلیدی و خباثت و انحراف از خط امامت کمتر از «غلات‌» نبودند، از این رو، امام هادی(ع) در برابر آنان نیز موضع گرفت و لعن بر آنان را روا دانست. «ابراهیم بن عقبة‌» می‌گوید:

«به امام هادی(ع) نوشتم: فدایت‌شوم! من از بغض و کینه ممطوره (واقفیه) نسبت‌به حق آگاهی دارم، آیا مجاز هستم در قنوت نماز به آنان لعن کنم؟ فرمود: آری. » (9)

3 - صوفیه‌صوفیان، گروه منحرف دیگری در درون جامعه اسلامی بودند که تحت پوشش زهد و کناره‌گیری از دنیا به گمراه کردن توده‌های مردم و منحرف کردن آنان از خط امامت مشغول بودند.

پیشوای دهم علیه السلام هم چون نیاکان بزرگوار خود خطر این گروه انحراف را به مسلمان گوشزد کرده آنان را از ارتباط و همنشینی با صوفیان بر حذر داشت. «حسین بن ابی‌الخطاب‌» می‌گوید:

«با امام هادی(ع) در «مسجد النبی‌» بودم، گروهی از یاران آن حضرت از جمله «ابوهاشم جعفری‌» نیز به ما پیوستند. در این هنگام جمعی از صوفیه وارد مسجد شده در گوشه‌ای دایره وار نشستند و مشغول ذکر لا اله الا الله‌» شدند.

امام(ع) رو به اصحاب کرد و فرمود: «به این نیرنگ بازان توجه نکنید، زیرا آنان همنشینان شیاطین و ویران کنندگان پایه‌های دین هستند برای تن پروری زهد نمایی می‌کنند و برای شکار کردن مردم ساده لوح شب زنده‌داری می‌نمایند. روزگاری را به گرسنگی سپری می‌کنند تا برای پالان کردن، خری چند را رام کنند. «لا اله الا الله‌» نمی‌گویند مگر برای فریب مردم، کم نمی‌خورند مگر برای پر کردن کاسه‌های بزرگ و جذب دل ابلهان به سوی خود.

با مردم به املاء خود از دوستی خدا سخن می‌گویند و آنان را آرام آرام و پنهان در چاره گمراهی می‌افکنند. وردهایشان، رقص و کف زدن، و ذکرهایشان ترنم و آوازخوانی است. جز یفیهان کسی از آنان پیروی نمی‌کند و جز بی‌خردان و احمقان کسی به آنان نمی‌گرود.

هر کس به دیدار یکی از آنان - چه در زمان حیت او و چه در پس از مرگش - برود چنان است که به دیدار شیطان و بت‌پرستان رفته باشد. و هر که به فردی از آنان کمک کند مثل آن است که به یزید و معاویه و ابو سفیان کمک کرده باشد. »

یکی از اصحاب پرسید: هر چند معترف به حقوق شما باشد؟

امام(ع) (که انتظار چنین پرسشی را نداشت) با خشتم به وی نگریست و فرمود: «از چنین پرسشی دست‌بردار! زیرا کسی که معترف به حقوق ما باشد دچار نفیرین ما نمی‌شود، مگر نمی‌دانی که آنان پست‌ترین طایفه‌های صوفیه هستند، در حالی که تمامی صوفیان از مخالفان ما بوده و راهشان با راه ما مغایرت دارد. آنان جز یهود ونصارای این امت نیستند و همانها هستند که سعی در خاموش کردن نور الهی دارند و خداوند نورش را به اتمام خواهد رسانید هر چند کافران را ناپسند آید. » (10)


دیگر تلاشهای فرهنگی

فعالیتهای فرهنگی امام هادی(ع) به موارد یاد شده محدود نمی‌شود، در لابلای اسناد و متون تاریخی فعالیتهای فرهنگی دیگری نیز برای آن حضرت ثبت‌شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود.

الف - سخنان و یا نوشته‌های آن حضرت به منظور اثبات حق و پاسخگویی به شبهات موجود در جامعه.

از مهمترین و عمیق‌ترین آثار فرهنگی پیشوای دهم(ع) رساله‌ای است که در پاسخ مردم اهواز در موضوع جبر و تفویض نوشته و در آن، ضمن بحث مستدل و مستندی درباره ثقلین (قرآن و عترت) لزوم تمسک به آن دو و آماده کردن ذهن مخاطبین برای درک و پذیرش حقیقتی که حضرت در صدد بیان آن است، به بیان موضوع مورد سؤال - یعنی جبر و تفویض - پرداخته و با بیانی روشن و رسا اعتقاد به هر یک از جبر و تفویض را ابطال و «الامر بین الامرین‌» را اثبات کرده است. (11)

سخنان آن حضرت در حقیقت توحید، امتناع رؤیت‌خدا، استحاله تجسیم، استحاله وصف پروردگار به صفتی که محیط بر کنه ذات حق تعالی باشد و. . . از دیگر آثار فرهنگی ارزنده آن امام معصوم است که به منظور روشن کردن حق و زدودن شبهه از افکار مسلمانان القا شده است. (12) به عنوان نمونه، مساله رؤیت و عدم رؤیت‌خدا در روز قیامت از مسائل حاد و جنجال برانگیز دوران پیشوای دهم(ع) بود، به گونه‌ای که «واثق‌» خلیفه عباسی وقتی نتوانست‌با این پرسش که قرآن مخلوق است‌یانه، «احمد بن نصر» را که طرح ترور خلیفه را ریخته بود از میان بردارد، پرسش مربوط به رؤیت‌خدا را در قیامت مطرح کرد و وقتی «احمد» در این زمینه روایتی از پیامبر(ص) خواند، خلیفه همان را بهانه قرار داد و شخصا او را به قتل رساند. (13)

نامه «احمد بن اسحاق‌» به امام علیه السلام درباره مساله رؤیت و بازگو کردن نظرات و عقاید پراکنده مردم در این موضوع و کسب تکلیف از امام(ع) دلیل دیگری بر حاد بودن این مساله در جامعه اسلامی آن روز است. (14)

ب - شرکت در مجالس مناظره و پاسخگویی به پرسشهای مطرح شده از سوی خلیفه و عمال او.

مجالس بحث و مناظره بین امامان و دانشمندان و سردمداران مکاتب مختلف، میدان مناسبی برای نشر فرهنگ اسلام و زدودن شبهات از اذهان مردم و تبلور چهره اصلی امامت‌بود.

امام دهم(ع) نیز همچون پدران بزگوارش از این مجالس حد اکثر استفاده را برای اهداف یاد شده نمود و علاوه بر شکست دادن چهره‌های علمی مزدوری همچون «یحیی بن اکثم‌» بسیاری از حقایق را برای مردم روشن کرد.

این جلسات آنچنان روشنگر و برای دستگاه خطرناک و کوبنده بود که یحیی بن اکثم‌» در پایان یکی از آنها خطاب به متوکل گفت:

«پس از این جلسه و ای پرسشها سزاوار نیست از او درباره مساله دیگری پرسیده شود، زیرا هیچ مساله‌ای به مشکلی این مسائل نخواهد رسید (با این حال او همه آنها را با دلیل و برهان پاسخ گفت) و آشکار شدن مراتب علم و دانش او موجب تقویت‌شیعیان خواهد گشت. » (15)

به جز مجالس بحث و مناظره، «متوکل‌» ناچار می‌شد در برخی از مشکلات علمی و فقهی که برای حکومتش پیش می‌آمد به آن حضرت رجوع کند و پاسخ صحیح آنها را بگیرد. اینک چند نمونه:

- متوکل مریض شد، نذر کرد در صورت بهبودی دینارهای زیادی صدقه دهد. پس از بهبودی فقها را جمع کرد و از مقدار دینارهایی که باید صدقه بدهد پرسید. هر کس چیزی گفت. ناچار - با راهنمایی فردی - به امام(ع) متوسل شد. امام(ع) فرمود: «باید هشتاد دینار صدقه بدهد. » وقتی از علت آن پرسید به این آیه استناد کرد: «لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة‌» (16) خداوند شما را در موطن‌های زیادی یاری کرد. جنگهای رسول خدا را شمردیم به هشتاد مورد رسید.

متوکل از پاسخ و استدلال حضرت خوشحال شد و به فرد راهنما ده هزار درهم پاداش داد. (17)

- مرد نصرانی‌ای را که با زن مسلمانی زنا کرده بود نزد متوکل آوردند تا حد الهی را بر او جاری کند. نصرانی (پیش از اجرای حد) مسلمان شد. «یحیی بن اکثم‌» گفت: اسلام، جرائم دوران کفر را محو می‌کند. برخی دیگر گفتند: باید سه حد بخورد. «متوکل‌» کتبا از امام(ع) کسب تکلیف کرد. حضرت در پاسخ نوشت: «باید تازیانه بخورد تا بمیرد. » نظر امام(ع) مورد انکار دانشمندان قرار گرفت. متوکل از دلیل حکم پرسید. امام(ع) در پاسخ، این آیه را خواند:

«فلما راوا باسنا قالوا آمنا بالله وحده و کفرنا بما کنا به مشرکین. فلم یک ینفعهم ایمانهم لما راوا باسنا. » (18)

هنگامی که شدت عذاب ما را دیدند گفتند: به خدای یکتا ایمان آورده و به همه آنچه که شریک خدا می‌گرفتیم کافر شدیم. اما ایمانشان پس از مشاهده عذاب ما سودی به آنان نبخشید.

متوکل فتوای امام(ع) را پذیرفت و دستور داد فرد نصرانی را با تازیانه بزنند تا بمیرد. (19)

- متوکل کاتب نصرانی‌ای داشت که سخت مورد علاقه‌اش بود، روی همین جهت او را با کنیه «ابونوح‌» خطاب می‌کرد. بعضی کاتبان برای امر اعتراض کرده گفتند: سزاوار نیست‌برای کافر کینه قرار داده شود. متوکل از فقهیان استفتا کرد. هر کس نظری داد. استفتایی نیز از امام(ع) کرد. امام در پاسخ بعد از «بسم الله‌» این آیه را نوشت:

«تبت‌یدا ابی لهب و تب‌». (20)

و بدین وسیله به متوکل و فقها فهماند که کنیه قراردادن برای کافر اشکالی ندارد. (21)

پی‌نوشت‌ها:

(1) برای آگاهی بیشتر به تاریخ الاسلام، دکتر حسن ابراهیم حسن، ج 4، ص 420 - 566 مراجعه کنید.

(2) سوره انبیاء، آیه 49.

(3) التوحید، شیخ صدوق، ص 224، و معادن الحکمة، ج 2، ص 224.

(4) رجال کشی، جزء 6، ص 520 - 521 ، ردیف 999 و 1000.

(5) همان مدرک، ص 518 - 519، ردیف 997 و وسائل الشیعه، ج 18، ص 554.

(6) همان مدرک، ص 518، ردیف 996.

(7) همان مدرک، ص 520، ردیف 996.

(8) همان مدرک، ص 524، ردیف 1001.

(9) همان مدرک، ص 461، ردیف 879.

(10) سفینة البحار، ج 2، ص 58، روضات الجنات، ج 3، ص 134 - 135 و حدیقة الشیعة، ص 602 - 603.

(11) برای آگاهی از متن این رساله به تحف العقول، ص 338 - 352 مراجعه کنید.

(12) تفصیل سخنان امام(ع) را در زمینه‌های یاد شده در حیاة الامام علی الهادی(ع) ص 98 - 130، و الاحتجاج، ج 2، ص 449 - 455 مطالعه کنید.

(13) ر. ک. تاریخ طبری، ج 9، ص 135 - 139.

(14) برای آگاهی از نامه به الکافی، ج 1، ص 97 و الاحتجاج، ج 2، ص 449 - 450 و معادن الحکمة، ج 2، ص 221 رجوع کنید.

(15) مناقب، ج 4، ص 405. مشروع پرسشهای «ابن اکثم‌» و پاسخ آن حضرت در منبع یاد شده، ص 403 - 405 و بحار الانوار، ج 50، ص 165 - 172 آمده است.

(16) سوره توبه، آیه 25.

(17) الاحتجاج، ج 2، ص 453 - 454، مناقب، ج 4، ص 402 و بحار الانوار، ج 50، ص 162 - 163.

(18) سوره غافر، (مؤمن) آیه 84 و 85.

(19) مناقب، ج 4، ص 405 - 406 و بحار الانوار، ج 50، ص 172.

(20) سوره تبت، آیه 1.

(21) ر. ک. حیالاة‌الامام علی الهادی(ع)، ص 239.


 

منبع: تحلیلی از تاریخ دوران دهمین خورشید امامت، مرکز تحقیقاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی


روابط عمومی فرهنگسرای دستگردقداده|یکشنبه 94/7/5 | نظر

سیره پیشوایان در رفتار با همسر

نویسنده:عسکری اسلام‌پور کریمی


مقدّمه 

خداوند متعال، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله 1 و اهل‌بیت علیهم‌السلام او را برای اهل عالم، به ویژه پیروانشان، به عنوان الگو آفریده است. مسلمانان جهان وظیفه دارند در تمام شئونات زندگی ـ اعم از فردی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و غیره ـ به آنان اقتدا نمایند. 

یکی از نکات قابل توجّه در سیره پیشوایان معصوم علیهم‌السلام نحوه رفتار آنان با همسران‌شان است. هر چند به خاطر طبیعت موضوع و نیز شرایط اجتماعی، حجم شواهد و مواردِ بر جای مانده در تاریخ، در این خصوص فراوان نیست؛ همین اندک نیز بسیار ارزشمند و گویاست.


احترام به همسر 

احترام به همسر از عواملی است که در تربیت فرزندان، تأثیر فراوانی دارد. مادری که در خانه، عزیز باشد و مورد تکریم شوهرش قرار گیرد، با روحی سرشار از عاطفه و آرامش و احساسِ شخصیت، فرزندان را تربیت خواهد نمود. به عکس اگر همسر در خانه مورد آزار و اذیت روحی و جسمی قرار گیرد و شخصیتش در خانه و پیش فرزندان تحقیر شود، بدیهی است که از روان سالمی برخوردار نخواهد بود و در نتیجه، آرامش خود را از دست داده و اضطراب و نگرانیِ او در فرزندان نیز تأثیر خواهد گذاشت. 

انسان در دوران زندگی با حوادث و مسائلی رو به رو می‌شود که او را نگران و متأثر می‌سازد. فردی که احساس کند از طرف دیگران مورد ستم واقع شده، اگر برای رسیدن به حقّ خود تلاش کند و نتواند به آن برسد، دچار نگرانی خواهد شد. حال اگر برای زن یا شوهر چنین مشکلی پیش آید و با حالت تأثر وارد خانه شود، ممکن است گلایه کرده و از همسر انتظار داشته باشد که در این شرایط به او کمک کند و از او دفاع نماید. و در نتیجه، هر گونه تصوّرِ کوتاهی را در این رابطه دور از انتظار می‌داند. 

همسر در این حالت‌های ویژه، باید سعی کند با مهربانی، احترام و دلجویی چنان رفتار کند که از اندوه و تأثر او بکاهد. در چنین شرایطی، سخنان منطقی و محترمانه همسر می‌تواند اثبات نماید که: من در دفاع از حقّ تو کوتاهی نکرده‌ام و آنچه مصلحت بوده و توان داشتم، در این رابطه انجام داده‌ام. 

حضرت زهرا علیهاالسلام پس از رحلت رسول مکرّم اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله وقتی «فدک» را به ناحق از او گرفتند، برای دفاع از حقّ خویش و بازگرداندن حقّش نزد خلیفه وقت رفت؛ اما با ارائه استدلال‌های منطقی، موفّق نشد حقّ خود را بستاند، بنابراین با ناراحتی و تأثر شدید وارد منزل شد و اظهار ناراحتی نمود. حضرت زهرا علیهاالسلام شوهرش علی علیه‌السلام را مورد خطاب قرار داد و گفت:

«... هیچ‌کس از من دفاع نکرد و از ظلم آنها جلوگیری ننمود، خشمگین از خانه بیرون رفتم و پریشان و با شکست و افسردگی بازگشتم، و تو این‌گونه پریشان نشسته‌ای! تو همان بودی که گرگان عرب را صید می‌کردی و اکنون زمین‌گیر شده‌ای! یا علی! نه گویندگان را مانع هستی و نه یاوه‌گویان را دافع! اختیار از کفم رفته،... از اینکه با تو این‌گونه سخن می‌گویم نزد خدا عذر می‌خواهم، خواه مرا یاری کنی، یا واگذاری! ای وای بر من در هر پگاه که تکیه‌گاهم از کف بیرون رفت و بازویم بی‌رمق گشت.» 

علی علیه‌السلام با لحنی محترمانه همسر مهربانش را دلداری داد و فرمود: 

«ویل و وای بر تو مباد؛ بلکه وای بر دشمنان تو باد! ای دختر برگزیده خدا و یادگار نبوّت، از اندوه و غصّه دست بردار. به خدا سوگند! من در انجام وظیفه سستی نکردم و آنچه قدرت و توان داشتم، انجام دادم.» 

حضرت علی علیه‌السلام آن‌چنان با خونسردی، متانت، دلجویی و احترام در برابر ناراحتی و شکوِه حضرت زهرا علیهاالسلام برخورد می‌نماید، که حضرت فاطمه علیهاالسلام آرام می‌گیرد و می‌فرماید:

«خداوند مرا کفایت می‌کند.»

و بدین‌گونه کار آنها را به خدا وامی‌گذارد و ساکت می‌شود.2

علی علیه‌السلام همواره مواظب بود که از حزن و اندوه زهرا علیهاالسلام که بعد از پدر بزرگوارش بسیار زیاد شده بود، بکاهد. زهرا علیهاالسلام به پدرش پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله علاقه زیادی داشت. حضرت می‌فرمود: «پیراهن پدرم را به من بدهید.» و چون پیراهن را می‌گرفت، آنقدر آن را می‌بویید تا بیهوش می‌شد. علی علیه‌السلام می‌فرماید: 

«پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را در پیراهنش غسل دادم و چون وضع زهرا علیهاالسلام را مشاهده کردم که با بوییدن آن پیراهن بیهوش می‌شود، آن را پنهان نمودم.»3

حضرت علی علیه‌السلام خود درباره چگونگی برخورد با همسرش می‌فرماید: 

«به خدا سوگند! هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود و او را به هیچ کاری مجبور نکردم... او نیز هرگز مرا خشمگین نکرد و برخلاف میل باطنی من، قدمی برنداشت.»4

برای به تصویر کشیدن بالاترین حدّ تکریمِ امام حسین علیه‌السلام به فرزند و همسرش نیز اشعار آن حضرت بهترین شاهد است. آن حضرت در روز عاشورا در مورد همسرش «رباب» و دخترش «سکینه» می‌فرماید:

لَعَمْرُکَ اِنَّنی لَاُحِبُّ داراً تَکُونُ بِها سَکینَةٌ و الرُّبابُ 

اُحِبُّهُما وَ أبذُلُ جُلَّ مالی و لیس لِعاتِبٍ عندی عتابٌ 

به جان تو سوگند! من خانه‌ای را دوست دارم که در آن سکینه و رباب باشند. من آنها را دوست دارم و عمده اموالم را می‌بخشم به آنان و کسی را شایسته نیست مرا سرزنش کند.5


یاریِ همسر 

از مسایلی که در زندگی مشترک زن و شوهر مطرح و در سعادت و خوشبختی و نشاط خانواده تأثیر به سزایی دارد، انجام کارهای مربوط به زندگی و تأمینِ نیازها و انجام کارهای خانه است. این مسئله اگر به صورت عادلانه و صحیح حلّ شود و هریک از زن و شوهر وظیفه خود را به خوبی انجام دهند، بسیاری از مشکلات پیش نخواهد آمد و صفا و صمیمیت در محیط خانواده حاکم خواهد شد. حضرت علی و حضرت زهرا علیهماالسلام در آغاز زندگی مشترک برای تعیین مسئولیتشان در کانون خانواده، خدمت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله رسیدند و از آن حضرت درخواست داوری نمودند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله کارهای درون خانه را برعهده حضرت فاطمه علیهاالسلام گذاشت و کارهای بیرون خانه را به حضرت علی علیه‌السلام سپرد. فاطمه علیهاالسلام می‌فرماید: 

«جز خدا کسی نمی‌داند که من چه اندازه خوشحال شدم از اینکه کارهای درون خانه به من واگذار شد و از کارهای بیرون خانه و معاشرت و تماس با مردان معاف شدم.»6

در همین زمینه در سخنی از امام باقر علیه‌السلام آمده است: 

«فاطمه علیهاالسلام در خانه علی علیه‌السلام کارِ خانه؛ خمیر کردن، نان پختن و نظافت را به عهده گرفت. علی علیه‌السلام نیز کارهای بیرون خانه را، مانند: آوردن هیزم و تهیه مواد خوراکی به عهده داشت.»7 

علی علیه‌السلام به کارهای بیرون خانه اکتفا نمی‌کرد بلکه در کارهای خانه نیز شرکت می‌جست. آن حضرت با علاقه‌ای که به زهرا علیهاالسلام داشت، به او کمک می‌کرد. حضرت، عدس پاک می‌نمود، خانه را جارو می‌کرد و در دستاس کردن، همسرش را یاری می‌نمود. 

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: 

«علی علیه‌السلام هیزم می‌آورد، آب مورد نیاز خانه را تأمین می‌کرد و خانه را جارو می‌نمود. حضرت زهرا علیهاالسلام نیز آرد می‌کرد، خمیر آماده می‌نمود و نان می‌پخت.»8 

از برخی روایات استفاده می‌شود که حضرت علی علیه‌السلام بعضی اوقات در کارهایی مانند تهیه آرد و آسیاب کردن نیز به کمک همسرش حضرت زهرا علیهاالسلام می‌شتافت. 

روزی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به خانه علی علیه‌السلام وارد شد، ناگاه مشاهده کرد دختر و دامادش با محبّت بی‌نظیر در کنار هم نشسته، و با همکاری به آرد کردن «جو» مشغولند. 

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خطاب به آنان فرمود: 

اَیُّکُما اَعیی؛ کدام یک از شما خسته‌تر هستید، تا من به جای او نشسته، کارش را انجام دهم؟

علی علیه‌السلام فرمود: ای رسول خدا! دخترت فاطمه، خسته‌تر است. 

آن حضرت کنار دامادش نشست و با هم به دستاس کردن مشغول شدند.9


پرستاری از همسر 

هنگامی که حضرت زهرا علیهاالسلام به سبب ستم و ضرب و شتمِ دشمنان، زمان ارتحالش فرا رسید، در رابطه با تشییع بدن مطهّر، محلّ دفن و چگونگی غسلش سفارش‌هایی به شوهرش علی علیه‌السلام کرد. آن حضرت نیز به همان وصیّت عمل نمود. به علاوه علی علیه‌السلام در هنگام بیماری همسرش، مانند پرستاری دلسوز از او مراقبت می‌نمود. امام سجّاد علیه‌السلام از پدرش امام حسین علیه‌السلام نقل می‌کند: 

وقتی حضرت زهرا علیهاالسلام بیمار شد، به علی علیه‌السلام سفارش کرد جریان کسالت او را به کسی خبر ندهد. علی علیه‌السلام نیز چنین کرد و کسی را در جریان کسالت زهرای اطهر علیهاالسلام قرار نداد و خود آن حضرت پرستاری و مراقبت از همسرش را به عهده گرفت و اسماء نیز به او کمک می‌کرد. چون هنگام ارتحال فرا رسید حضرت زهرا علیهاالسلام به شوهرش سفارش کرد که او عهده‌دار مراسم تجهیز و دفنش شود؛ شبانه او را دفن نماید و محلّ دفن را پنهان نگه دارد. علی علیه‌السلام نیز چنین کرد؛ اما پس از دفن آن حضرت، حزن و اندوه فراوان او را فراگرفت و اشک‌های مبارکش بر گونه‌هایش جاری گردید. رو به مرقد مبارک پیامبر نمود و فرمود: 

«السّلام علیک یا رسول‌اللّه، عنّی و عن ابنتکَ النّازلَةِ فی جوارک، و السّریعةِ اللحاق بِکَ، قل یا رسول‌اللّه عن صفیّتِکَ صبری! وَ رَقَّ عنها تجلُّدی... فَلَقَدْ اُسْتُرْجِعتِ الودیعَةُ، وَ اُخِذَتِ الرَّهینَةُ، اَمّا حُزنی فسَرْمَدٌ وَ امّا لَیلی فَمُسَهَّدٌ...10؛ سلام و درود من بر تو ای رسول خدا! و از دختر عزیزی که پس از رحلت به سرعت به تو پیوست! ای پیامبر عزیز! در اثر مفارقت زهرا توانم، به ناتوانی و صبرم، به کم‌صبری تبدیل گشت! ای نجات دهنده عالم هستی! امانت از من گرفته شد! امّا بدان که بعد از این، دیگر حزن و اندوه من همیشگی است، و شب‌ها از فراق فاطمه خواب به چشمم نخواهد رفت!» 

علی علیه‌السلام بعد از سلام دادن و درد دل با رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله طبق وصیّت همسرش، او را شبانه دفن کرد و قبر او را پنهان نمود و برای عملی شدن وصیّتِ زهرا علیهاالسلام و اینکه قبر وی پنهان بماند، با کسانی که می‌خواستند با نبش قبر، محلّ دفن آن حضرت را پیدا نمایند، با سرسختی برخورد نمود. علی علیه‌السلام وقتی متوجّه نیّت دشمنانِ اهل‌بیت شد، در حالی که لباسِ مخصوص زمان جنگ بر تن داشت، خشمگین به سوی قبرستان «بقیع» حرکت کرد و به شمشیرش «ذوالفقار»، تکیه زد و فرمود: 

«من، علیّ بن ابی‌طالب هستم؛ مشاهده می‌کنید که با چه وضعی به اینجا آمده‌ام. به خدا سوگند! اگر دست به سنگ یکی از این قبرها بزنید، با شمشیر با همه شما نبرد خواهم نمود.»11


توجّه به خواستِ همسر 

امام حسین علیه‌السلام به خواست، علاقه و حسّ زیبایی دوستی همسرش، توجّه خاصّی می‌نمود و برخی اوقات به همین خاطر با انتقادات اصحاب و دوستان خود رو به رو می‌شد؛ ولی به خواستِ طبیعی و مشروع همسر خویش احترام می‌گذاشت. 

جابر از امام باقر علیه‌السلام نقل می‌کند: 

عدّه‌ای بر امام حسین علیه‌السلام وارد شدند؛ ناگاه فرش‌های گران‌قیمت و پشتی‌های فاخر و زیبا را در منزل آن حضرت مشاهده نمودند. عرض کردند: ای فرزند رسول خدا! ما در منزل شما وسایل و چیزهایی مشاهده می‌کنیم که ناخوشایند ماست (وجود این وسایل در منزل شما را، مناسب نمی‌دانیم.)! حضرت فرمود: اِنّا نتزوِّج النّساءَ فنُعطیهنّ مهورهنَّ فیشترین ما شئنَ لَیس لَنا منه شی‌ءٌ؛ ما بعد از ازدواج، مهریّه همسران‌مان را پرداخت می‌کنیم و آنها هر چه دوست داشتند، برای خود خریداری می‌کنند. هیچ‌یک از وسایلی که مشاهده نمودید، از آنِ ما نیست.»12

در روایت دیگر نقل شده که از امام صادق علیه‌السلام سؤال شد: آیا خرید جواهرات برای زینت بچّه‌ها درست است؟ حضرت فرمود: «علیّ بن الحسین علیه‌السلام برای بچّه‌ها و همسرانش زیورآلات از نوع طلا و نقره تهیه می‌کرد و آنها را با آن زیورها می‌آراست.»13

از این روایات و نظایر آن، به خوبی استفاده می‌شود که امام سجّاد علیه‌السلام به حسّ زیبایی دوستی همسر خود احترام می‌گذاشت و امکانات لازم را در حدّ متعارف آن زمان، برای آنها فراهم می‌نمود. 


آراستن خویش برای همسر 

اسلام، دین فطرت است و به احساسات و عواطف افراد جامعه توجّه دارد. در سرشت هر مرد و زنی، زیبایی خواهی و آراسته‌گری نهفته است؛ لذا در اسلام بر آراستن خویش، پوشیدن لباس زیبا و استفاده از عطر و بوی خوش، تأکید زیادی شده است. سفارش شده که زن و شوهر خود را برای یکدیگر بیارایند و ظاهر خود را جذّاب و دوست داشتنی و زیبا نمایند. این عمل علاوه بر اینکه به خواست و علاقه طرف دیگر است، عفّت و پاکدامنی را در جامعه تقویت می‌کند. پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرماید: 

«لباس‌های خود را تمیز کنید، موهای خود را اصلاح نمایید، مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید که بنی‌اسرائیل چنین نکردند و زنانشان بدکار شدند.»14

امامان علیهم‌السلام نیز به این مطلب توجّه خاصّی داشتند. این بزرگواران خود را برای همسرانشان آراسته و مرتّب می‌کردند، لباس مناسب می‌پوشیدند و موهای خود را رنگ می‌زدند. 

حسن بن جهم ـ از دوستان امام کاظم علیه‌السلام ـ گوید: 

آن حضرت را دیدم که موهای خود را خضاب کرده است، گفتم: فدایت شوم، شما هم خضاب می‌کنید؟! 

حضرت فرمود: آری، اصلاح و مرتّب بودن وضع، بر عفّت زنان می‌افزاید. زنانی بودند که پاکدامنی را رها کردند به این دلیل که شوهرانشان اصلاح و مرتّب بودن خود را رها کردند. 

سپس فرمود: دوست داری همسرت را در حالی همانند حال خودت که خود را آراسته ننموده‌ای، ببینی؟ 

گفتم: نه! 

فرمود: او نیز چنین است. 

آنگاه فرمود: نظافت و استعمال بوی خوش و اصلاح مو، از اخلاق پیامبران است.15

یکی از دوستان امام باقر علیه‌السلام به نام حکم بن عتیبه می‌گوید: 

در خانه‌ای زیبا و آراسته خدمت آن حضرت رسیدم، لباس زیبا و رنگینی پوشیده بود که آثار رنگ لباس بر دوش حضرت دیده می‌شد. خیلی شگفت‌زده شدم. گاهی، به خانه نگاه می‌کردم، گاهی به وضع لباس آن حضرت! 

حضرت علیه‌السلام فرمود: این حالت، چطور است؟ 

عرض کردم: چه بگویم از این لباسی که به تن کرده‌اید؟ این لباس، مربوط به افراد نوجوان است. 

حضرت فرمود: ای حکم! چه کسی زینت‌ها و چیزهای پاکیزه‌ای را که خداوند برای بندگانش آفریده است، حرام کرده؟ اینها از چیزهایی است که خداوند برای بندگانش آفریده است؛ اما این خانه که مشاهده می‌کنی مربوط به همسر من است و من تازه ازدواج کرده‌ام.16 لباسی که مشاهده می‌کنی و همچنین حضور من در این خانه، به خاطر همین موضوع است. 

حسن زیّاتِ بصری نقل می‌کند: 

با یکی از دوستانم خدمت امام باقر علیه‌السلام رسیدیم. او را در خانه‌ای زیبا، با لباس زیبا در حالی که سرمه کشیده بود، دیدیم. سپس سؤالاتی از آن حضرت نمودیم، ایشان متوجّه شد که ما از وضع لباس و خانه آن حضرت شگفت‌زده شده‌ایم. حضرت فرمود: فردا با دوستت نزد من بیا. همان‌طور که حضرت فرموده بود، روز بعد در منزلی که او بیشتر وقت‌ها آنجا تشریف داشت، رفتیم. مشاهده کردیم که در خانه، جز حصیر، چیزی نیست و حضرت لباس زبر و خشن به تن دارد. 

حضرت فرمود: دیروز شما پیش من آمدید، در حالی که من در خانه‌ای بودم که مربوط به همسرم بود و آن وسایل موجود در خانه، متعلّق به اوست. او خود را آرایش کرده بود که من هم خود را برای او آراسته و مزیّن نمایم. 

سپس به من فرمود: شبهه‌ای در ذهنت ایجاد نشود. 

گفتم: به خدا سوگند! برایم شبهه‌ای ایجاد شد؛ ولی الآن متوجّه شدم حقیقت آن است که شما فرمودید و خداوند، شبهه را از قلبم بیرون نمود.17

با دقّت در روایات مذکور، روشن می‌شود که امامان معصوم علیهم‌السلام چه اندازه به آرایش و زینت خود برای رعایت حال همسرانشان توجّه داشتند؛ تا جایی که گاهی اوقات دوستان و اصحاب آنها به شدّت شگفت‌زده شده و نسبت به وضع لباس و خانه آنها پرسش می‌کردند. شاید آن بزرگواران با چنین رفتاری می‌خواستند با آداب و رسوم غلط و بی‌توجّهی به همسر مبارزه کنند و منطق صحیح اسلامی را برای شیعیانشان ترسیم نمایند. 


گذشت از لغزش‌های همسر 

برای افرادی که مدّت‌ها با هم زندگی کرده‌اند و در امور زیادی منافع واحدی دارند، سر زدن لغزش و اشتباه و خطا، امری عادی و متعارف است؛ بنابراین، لازم است با بردباری از خطاها و اشتباهات یکدیگر چشم پوشی نمایند. زن و شوهر در برابر کلمات تند و خشنی که برخی وقت‌ها به خاطر شرایط خاص، از طرف مقابل می‌شنوند، باید متانت و سعه صدر داشته باشند. آنان می‌توانند با خونسردی و گفتن چند کلمه محبّت‌آمیز، طرف مقابل را از حالت ناراحتی خارج نمایند. 

سیره معصومان علیهم‌السلام چنین بوده است که اشتباه و خطای شناختی و رفتاری همسران را نادیده می‌گرفتند.

اسحاق بن عمّار می‌گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: حقّ زن بر مرد چیست که با انجام آنها انسان، «نیکوکار» محسوب شود؟ 

امام علیه‌السلام فرمود: خوراک و پوشاک او را فراهم نماید و اگر خطایی از او سر زد، از او بگذرد. 

سپس فرمود: پدرم امام باقر علیه‌السلام همسری داشت که به او آزار می‌رساند؛ ولی پدرم او را مورد عفو و بخشش قرار می‌داد.18

پی نوشت ها

1. احزاب، 21. 

2. احتجاج، طبرسی، ج 1، ص 281 و 282. 

3. بحارالانوار، ج 43، ص 157، ح 6.

4. کشف الغمّه، ج 1، ص 363. 

5. بحارالانوار، ج 45، ص 47. 

6. وسائل الشّیعه، ج 14، ص 123. 

7. مستدرک‌الوسائل، ج 2، ص 551؛ بحارالانوار، ج 43، ص 31، ح 38. 

8 . کافی، ج 5، ص 86، ح 1؛ من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 169، ح 3640، باب 2؛ امالی، طوسی، ج 2، ص 274؛ بحارالانوار، ج 43، ص 151، ح 7. 

9. بحارالانوار، ج 43، ص 50 و 51، ح 47. 

10. نهج البلاغه، خ 193، ص 651. 

11. بحارالانوار، ج 43، ص 171. 

12. کافی، ج 6، ص 476، ح 1. 

13. همان، ص 475، ح 1. 

14. نهج‌الفصاحه، ص 72، ش 377. 

15. وسایل الشّیعه، ج 14، ص 183؛ کافی، ج 5، ص 567، ح 50. 

16. کافی، ج 6، ص 446، ح 1. 

17. همان، ص 448 و 449، ح 13.

18. همان، ص 510، ح 1؛ من لایحضره الفقیه، ج 3، 


 

منبع:حوزه


روابط عمومی فرهنگسرای دستگردقداده|دوشنبه 94/6/23 | نظر

کانال تلگرام

کانال تلگرام حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهدا

عضویت درسامانه پیامکی

مطالب اخیر

برچسب‌ها

دستگردقداده (217), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداء (70), هیئت سیدالشهداء (40), کانون فرهنگی قرآنی مصباح (35), حسینیه سیدالشهداء (31), فرهنگسرای دستگردقداده (25), کانون مصباح دستگردقداده (25), هیئت سیدالشهداء دستگردقداده (24), دستگرد قداده (22), سیدالشهداء (20), مصباح (18), هیئت (17), حسینیه (17), کانون (17), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداءدستگردقداده (15), دستگرد (11), فرهنگسرای سیدالشهداء (11), کانون مصباح (10), هیئت سیدالشهداءدستگردقداده (9), عیدسعیدقربان (9), دعای ندبه (9), دعای (8), میلادامام حسن مجتبی(ع) (8), ولادت امام رضا(ع) (8), ولادت امام هادی(ع) (8), ندبه (7), فرهنگسرای (7), حضرت (7), حسینیه دستگردقداده (6), امام (6), قداده (6), هیئت سیدالشهداء(ع) (6), ولادت حضرت معصومه (6), کانون فرهنگی مصباح (6), کانون فرهنگی مصباح دستگردقداده (5), ویژه نامه روزعرفه (5), ماه (5), فرهنگسرای دستگرد (5), فرهنگی (5), سیدالشهدا (5), دهه کرامت (5), رجب (4), شهادت امام محمدباقر (4), فاطمیه (4), مبعث (4), میلاد (4), رسول (4), اکرم (4), ولادت امام موسی کاظم(ع) (4), ولادت (4), کانون فرهنگی قرآنی مصباح دستگردقداده (4), کانون مصباح دستگرد (3), ولادت امام کاظم(ع) (3), ویژه نامه (3), امام حسن(ع) (3), حسینیه سیدالشهداءدستگردقداده (3), ویژه نامه ها (3), فرهنگسرای دستگرد قداده (3), علی (3), شهادت امام صادق(ع) (3), عیدقربان (3), زهرا (3), شهادت (3), شهادت امام جواد (3), سروری (2), سیزده (2), سالروز تخریب بقیع (2), شهادت امام صادق (2), فروغی از اندیشه های قرآنی امام صادق(ع) (2), فرهنگسرای سیدالشهداء دستگردقداده (2), فرهنگسرای سیدالشهداء(ع) (2), محرم (2), قرآن (2), قرآنی (2), نامه (2), نبوی (2), های (2), فاطمه (2), حسینیه سیدالشهداء دستگردقداده (2), حسین (2), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهدا (2), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداء(ع) (2), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهداء(ع)دستگردقداده (2), رمضان (2), الاسلام (2), امر به معروف و نهی از منکر (2), پیامبر (2), حجت (2), اشعار (2), اطلاعیه (2), تابلو اعلانات (2), ولادت امام رضا (2), وفرهنگسرای (2), کلیپ تکان دهنده زمان می گذرد (2), کوتاه (2), کاظم (2), کانون فرهنگی قرانی مصباح (2), هیئت سیدالشهدا (2), ویژه (2), کانون فرهنگی قرآنی (1), کانون مصیاح دستگردقداده (1), کدام (1), کرامات حضرت معصومه علیها السلام (1), کراماتی از امام رضا(علیه السلام) (1), کریمه اهلبیت(ع) (1), کسب قدرت (1), کشکولی (1), کانون مصباح دستگرد قداده (1), وفرهنگسرای سیدالشهداء (1), هیئت سیدالشهداء(ع)دستگردقداده (1), هیئت سیدالشهداءدستگردقداه (1), و (1), و نهی از منکر (1), ولادت امام هادى(ع) (1), ولادت پیامبر اکرم به روایت اهل تسنن (1), ولادت حضرت فاطمه معصومه (1), ویژه نامه آثار و (1), ویژه نامه اسباب بازی (1), ویژه نامه امر به معروف و نهی از منکر (1), ولایت (1), ولایتعهدی امام رضا(ع) (1), وهابی ها چه می گویند؟ (1), وهابیت (1), وهابیت تندرو و بازگشت به عصر جاهلیت‏ (1), وهابیت و تخریب قبور متبرکه (1), ویژه نامه روزه و علم (1), ویژه نامه سالروز ازدواج امام علی و حضرت فاطمه ع (1), ویژه نامه سالروز ویران شدن قبرستان بقیع (1), ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام (1), ویژه نامه عید سعید فطر (1), ویژه نامه میهمانی (1), ویژه نامه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها (1), ویژه نامه ولادت (1), ویژه نامه ولادت امام رضا(ع) (1), ویژه نامه ولادت حضرت معصومه (1), یک پیوند آسمانی (1), کارت پستال وفات حضرت خدیجه (1), کارنامه عملى وهابیت (1), تابلو اعلانات محرم (1), تاریخچه و فلسفه عید قربان -فرهنگسرای سیدالشهداء دستگرد قداده -کا (1), تجدید عهد با غریب طوس (1), تحلیلی بر مقام و منزلت عید سعید فطر (1), تحکیم خانواده (1), تخریب بقیع (1), تخریب بقیع امتداد دشمنی با مکتب وحی (1), تخریب بهشت (1), تخریب قبور ائمه بقیع و نقش بهائیت (1), تربیت (1), تغذیه در ماه خدا (1), تنهاترین سردار (1), جشن مبعث (1), جمعه (1), جنگ با خدا (1), جنگ بازی (1), جوانان (1), چرا مذهب جعفرى ؟! (1), چگونگی ازدواج علی(علیهالسلام) و فاطمه(سلامالله علیها) (1), چند رسانه ای (1), چند رسانه ای (1), چون صبح نورانی - ویژه نامه شب های قدر (1), حاج (1), حاج احمدشفیعی (1), حجاب (1), با موضوع رمضان (1), با کیفیت HD (پیشنهاد ویژه) (1), بازتاب انوار وحی درگفتار پیشوای هشتم (1), باشگاه نام آوران دستگردقداده (1), بحث کوتاهى درباره ثامن الائمة، على بن موسى الرضا(علیهما السلام) (1), برخى از ویژگى‏هاى مورد انتظار از مؤمنان در کلام امام صادق (علیه (1), بررسی (1), برکات و آداب‌ مهمانی‌ (1), برگى از فضایل امام حسن(ع)‌ (1), برکات (1), بسته 143 تابلواعلانات، هفته چهارم آذر 1395 (1), بسیار (1), بقیع (1), بقیع ؛ در گذر تاریخ (1), بوستان مهردستگردقداده (1), بوی عطـر نرگس می پیچد … (1), پاسخ به شبهات و هابیون (1), پدر (1), پذیرش (1), پسرفت (1), پوستر دعای ندبه (1), پوستر عیدغدیر (1), اعلامیه (1), اعمال روز مباهله -فرهنگسرای سیدالشهداء دستگرد قداده (1), اعمال روزعرفه (1), اعمال شب و روز عرفه - حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء -کانون فرهنگ (1), اعمال شب و روز عید فطر (1), اعمال شب و روز عید قربان (1), اعمال مشترک دهه اوّل ماه ذی الحجه (1), افسانه ازدواج ها (1), امام حسن؛اسوه صلابت و پایداری (1), امام حسین(ع) (1), امام رضا (ع) و تشیع ایران (1), امام رضا(ع) (1), امام رضا(علیه السلام) و خدمات فرهنگی (1), امام صدق (1), امام صدق - ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق(ع) (1), امام علی(ع) (1), امام کاظم(ع) (1), امر به معروف (1), 12 ربیع الاول (1), 15 عمل درپانزدهمین شب شعبان (1), 21 خرداد ماه 1394 (1), 21 مهر - 18 ذی الحجه مصادف با عید سعید غدیر-حسینیه دستگرد قداده- (1), 28صفر (1), 46 اصل در مدیریت (1), آثار و برکات زیارت امام رضا (1), آداب عید سعید فطر (1), آداب مهمانی و ضیافت (1), آداب میهمانی (1), آستان قدس رضوی (1), آغاز هفته وحدت (1), آموزش (1), آیینه رضوی (1), ابوالفضل (1), اجتماعی (1), احادیث امام محمدباقر (1), احمد (1), اربعین حسینی (1), از (1), از بندگی (1), از خون (1), از دیدگاه (1), از دیدگاه ائمه علیهم السلام (1), از فاطمه ای که معصومه بود (1), از محراب تا معراج -ویژه نامه شهادت حضرت علی علیه السلام (1), ازدواج (1), اسبابی برای انتقال (1), است؟ (1), استخردانشگاه صنعتی اصفهان (1), حدیث (1), حدیث معراج (1), تا پاکیزگی (1), حسینیه سیدالشهدا (1), حسینیه دستگرد (1), انتظار (1), انتظارات امام حسن(ع) از شیعیان (1), اول (1), ایام (1), الگو (1), المبیت (1), امام حسن (ع)؛اسوه حسن و کرامت (1), امام حسن مجتبی علیه السلام (1), حضرت زهرا(ع) (1), حضرت معصومه(س) (1), حضرت مهدی(ع) (1), حلول (1), حلول ماه مبارک رمضان (1), خانواده (1), خلاصه اى از زندگانى امام هادى علیه السلام-فرهنگسرای سیدالشهداء د (1), خم (1), خواص اعجاب انگیز آیة الکرسی (1), خورشید شرق ؛ نگین خراسان (1), داستانها (1), داستانهای (1), دانلود (1), دانلود فایلهای صوتی-محرم1393 حسینیه دستگرد قداده (1), در اربعین چه گذشت؟ -حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء -دستگردقداده (1), در باب میزبان و میهمان (1), درس هائی از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی (1), درس هایی از قرآن (1), درفراق امام مهدی(عج) (1), رهنمود های تربیتی امام موسی کاظم (1), روز (1), روز پیروزى بر طاغوت نفس (1), روزه (1), ریشه‏هاى تاریخى وهّابیّت (1), زمان (1), زندگانی (1), زندگانی کریم اهل بیت(ع) (1), زندگی‌نامه امام موسی کاظم علیه السلام (1), زندگینامه امام صادق (علیه السلام)(1) (1), دعای روز مباهله-حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء دستگرد قداده (1), دعوا (1), دعوت کردن،آداب دعوت کردن (1), دل نوشته ای در غربت امام زمان (عج) (1), دهه (1), حسینیه وفرهنگسرای سیدالشهدالشهداء (1), دستگردقداده-حسینیه سیدالشهداء دستگردقداده-فرهنگسرای دستگردقداده (1), دعاهای روز های ماه مبارک رمضان (1), دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان (1), دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان(2) (1), دعاهای ماه مبارک رمضان (1), حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء (1), حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء دستگردقداده (1), حسینیه و فرهنگسرای سیدالشهداء(ع) (1), حسینیه وفرهنگسرای دستگردقداده (1), میلادامام علی (1), میهمان (1), ندبه امام صادق(ع) (1), نماهنگ (1), نکات تغذیه ای (1), معراج پیامبر اکرم (1), معرفت (1), مقام شفاعت حضرت معصومه (1), منزلت کریمه اهل بیت نزد علما و مراجع (1), منشور نسل جوان در سیره امام صادق (علیه السلام) (1),